پارت پنجاه :

***

فرهاد کنار پنجره‌ی اتاقش ایستاده و چشم به آسمان تیره و ابری شب داشت. هوا امشب خیلی سرد شده بود و با خود فکر می‌کرد یعنی شیدا حالا کجاست؟ زیر این باران و هوای سرد کجا اسیرش کرده‌اند؟ با فکر کردن به اتفاق‌های بدی که می‌توانست برای شیدا افتاده باشد نفسش سنگین شد و حس کرد دارد خفه می‌شود. تنش گُر گرفته و بغض به گلویش چنگ می‌زد. دستش روی شیشه‌ی پنجره مشت شد و عقب گرد کرد تا از ات

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مهرو

    13

    عاشق انرژی بین سعیدوشیدا شدم خییییلی خوبن مخصوصا سعید درسته شوخی میکنه اما زننده نیست کلا دوس دارم پارتنر هم باشن مرسی نگار جون 🤍💮💋🌺

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    6

    از کسی که خوشگذرونی و خارج رفتن رو به بچه هاش و عشق بی حد توعی که حاضری برای زندگیت هرکاری بکنی، ترجیح بده. حمایت میکنی. و در اخر، در اون شرایط فرهاد به هر ریسمونی برای نگهداریش چنگ زده حتی ندیدن

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    7

    می رفت خارج، به جایگاهی که الانه میرسید یا بچه هاش میتونستن تو رفاه کامل باشن. دلارام رفته بوده دنبال خوش گذرونی، اونجا کی دخترا رو تربیت میکرد، اینجا باز مادر فرهاد هست. بعد خودتو جای فرهاد بزار

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    10

    اگه تا الان شک داشتم که مقصر به هم خوردن زندگیشون دلارام بوده و فرهاد بی تقصیر. با این پارت مطمئن شدم فرهاد چیزی رو پنهون نکرده و ضربه خورده اس از بین ششصدو هفتاد و سه تا رمان این بهترینشونه🌹

    ۵ سال پیش
  • //

    4

    مخالف نیستما ولی یه سوال از یه دید دیگه: چرا از این جنبه نگیم که چرا فرهاد دلارامو حمایت نکرد؟ چرا مثلا با بچهها باهاش نرف؟ یا چرا ارتباطشو باهاش حفظ نکرد یه برنامه بریزن بعد شاید اوناام برن پیشش؟

    ۵ سال پیش
  • ..

    9

    ببین دلارام خودش می خواسته تنها بره

    ۵ سال پیش
  • //

    4

    جدا میخواست تنها بره؟ نمیدونستم یادم نمیاد تو داستان. خب شرطی که فرهاد گذاشت به اندازه ی کار دلارام خودخواهانه نبود؟ باید میذاشت ارتباط بچه هاش با مامانشون حفظ بشه.تماسی چیزی.بهتر از این سردرگمی بود

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    10

    اونطوری که فرهاد تو پارتای قبل گفته عاشق خارج رفتن و گشت و گذار بوده و دوست بازی

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    10

    یک سوال؟ مگه نخوندی فرهاد تو پارتای قبلی گفته بود که از مشغله هاش کم کرده بود تا به دلارام و بچه هاش برسه تا دلارام فکر خارج رفتن رو از سرش بیرون بندازه. یا اگه فرهاد با بچه هاش می رفت خارج

    ۵ سال پیش
  • //

    12

    خخخخ میگه وقت کردی ماجرای دوسال پیشو برام بگو، چه زود دخترخاله شد :))) ....خیلی خوب بود

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    13

    عالی 👌 یعنی شیدا و سعید چقدر با هم مَچَن 🤪😁

    ۵ سال پیش
  • پانیذ

    17

    فرهادم ک فهمید کارپرویزوفرزاد بودع وییییی چ لحظه ای تموم شد کاش زودتر پارت بعدیوبزارین🥲ای ام خمار

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    14

    مثل همیشه عالی 💋

    ۵ سال پیش
کپی شد!