پارت چهل و هشتم :

با تشر روزبه، سعید سکوت کرد و کمی از مسیر را پیش رفتند. صدای عطسه و سرفه‌های شیدا بلند شد و روزبه با نگاهی به آینه گفت:
- سرماخوردی؟
صدایی ضعیف و ناله مانند از صندلی عقب به گوش رسید و سعید به عقب برگشت. با دیدن شیدا که نوک بینی‌ و گونه‌هایش سرخ و تب‌دار بود لب زد:
- به به... همینو کم داشتیم!
روزبه ماشین را متوقف کرد و با بیرون دادن نفسش گفت:
- فایده نداره سعید... جلوتر رفتن ح

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    1

    سلام ببخشید چرا من اسم نوشتم ساناز شد سوزان

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    1

    سلام سوزان خانم ببخشید اگر دلت رو شکستم وقدنظرم رو دادم دلم نمی خواهد دم عیدی دل کسی بشکنم ♥️♥️

    ۵ سال پیش
  • ساناز

    1

    ببخشید خانم سوزان خوب میتونست فرهادم یا ازدواج نمی کرد یا اگر ازدواج میکردبایک نفر درست حسابی مثل ریما

    ۵ سال پیش
  • دل

    1

    فکر کنم سوزان خانم مشاوره نویسنده هست هروقت میخونم رمانو همیشه پارت های که یکم نظر متفاوت با نویسنده دارن یه جای انتقاد دارن ایشون با فداکاری زیاد میاد با توهین وانتقاد از خواننده میکوبد سر خوانده 🤐

    ۵ سال پیش
  • :|

    2

    بحث و گفتمان کن، سخت نگیر :|

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    3

    اول اینکه دوست عزیز مشاور چیه😂 منم مثل شما خواننده رمان هستم ولی من به بقیه خواننده ها و نظراتشون توهین نمیکنم فقط از نظراتشون انتقاد میکنم واقعا بعضی حرفا هست که نمیتونم ازشون انتقاد نکنم

    ۵ سال پیش
  • بهاره جوون

    1

    پوووووف کی دوشنبه میشه😥😥من بسیار حوصله ام سر رفته کسی رمان خوب سراغ نداره؟؟بجز رفاقت ممنوع دیگه رمان خوب نمیشناسین بگین؟؟

    ۵ سال پیش
  • ا

    0

    رمان پل های شکسته.... پشت ابرهای سیاه... هر دوشون رمان خانم دل آرا دشت بهشت هست..همه ی رمان های ایشون قشنگه ومن این دو رو تازه خوندن

    ۵ سال پیش
  • //

    15

    مگه این پریسا خودش میدونسته برادرش چه جونوریه؟ که بهش میگه شیطان صفت...اخه خیلی مسلط برخورد کرد وقتی فهمید اونقدرا شوکه نشد

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    4

    اینجور رفتار پریسا معلوم بودن میشناسه این دادش آشغالشو بعدشم همیشه این نیست چون خلافکارا رو نمیشناسن نمیتونن دستگیرشون کنن میشناسن چه جونوریه ولی مدرکی نیست

    ۵ سال پیش
  • //

    1

    خب پس در بهترین حالت خودشو زده بوده به اون راه. پیش خودش یه چیزایی میدونسته ولی بیخیالی طی کرده تا درگیر نشه....بازم دراونصورت واکنشش عجیب بود، عذاب وجدانی چیزی

    ۵ سال پیش
  • ---

    12

    ام قصد توهین ندارما ولی میگه فرنگیس فرهادو میزده سر فرزاد ولی فرهاد که مدیرعامل یک شرکت خصوصی مثلا که نیست، استاد دانشگاهه. استاد شدن پیچیده نیست که انقد شلوغش کرده فرنگیس، میگه جربزه داره و اینا

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    4

    شماروچه حسابی میگی استادشدن سخت نیست هرکاری سختی خودش داره فرنگیس حق داشته فرهادو به رخش بکش فرهادبادوتا بچه بدون زن به سختی تونسته جایگاهشو بدست بیاره فرزاد یه جاگیرکردفورا رف سراغ خلاف میتونست نره

    ۵ سال پیش
  • ---

    4

    نگفتم سخت نیست، گفتم پیچیده نیست. شما زحمت میکشی درستو میخونی میری بالا میرسی به یه شغل باثبات و حقوق ثابت. بازم نباید میزده تو سر پسرش که انقد از خانواده دور شه و به یه غریبه رو بندازه و بعد گیربیفته

    ۵ سال پیش
  • نگین

    1

    عالیه این رمان 👏🏻👌🏻

    ۵ سال پیش
  • سیتا

    1

    حالا که شیدا فلنگو بسته اگه سه تایی گیر نیافتن فرزاد هم به پلیس بگه احتمالا ماشین بنزین تمام میکنه ادم های پرویز میرسن شیدا این ها هم فرار میکنن گم میشن فرزاد هم به پلیس گفته پلیس هم پیداشون میکنه

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    10

    عرررر خیلی خوب بود این پارت ولی چرا تو این وضع روزبه رو عقرب نیش زد😢 سعید هم که عادت کرده هی میگه تازان 😁😂

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    16

    تارزان....شیدا.....هوووی..🤣🤣🤣از دست سعید 😂😂😂 چ خوب شد که ب پریسا گفت فرزاد 😤😤 نگار جون مرسی 👌🌹❤

    ۵ سال پیش
  • raha

    7

    عر خیل خوبه :»»»»»»»

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️