پارت چهل و ششم :

ساعتی تا غروب مانده بود و سعید خسته و خواب‌آلود پشت فرمان نشسته و به مسیر ادامه می‌داد. باران به شدت می‌بارید و حکما با ابری بودن هوا، جاده خیلی زودتر تاریک می‌شد. هیچ نشانی از آبادی یا تابلوی کنار جاده نبود و سعید با کلافگی روزبه را صدا زد که روی صندلی کنارش غرق در خواب بود.
- روزبه... روزبه پاشو ببینم. مگه نگفتی قبل از غروب می‌رسیم. این چه ناکجا‌ آبادیه که ما رو آوردی!
روزبه خواب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    داره مثل رمانای دیگه همه چیز تکراری وکلیشه میشه وجذابیت نداره

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    5

    اصلا رمان تکراری نیست و جذابیت هم زیاده واین اتفاقات گم شدن این چیزا هم اگر منظورت که ممکن واسه هر *** تو زندگی پیش بیاد ولی درکل عالیه😍

    ۵ سال پیش
  • ت

    1

    چکاره نویسنده ای خیلی خودشیرینی میکنی ، اگه یکی انتقاد داره یا نظرش فرق داره زود میای جواب میدی ،هرکی نظری داره شما باید آستانه تحمل وتفاوت نظروفکرروداشته باشی زود واکنش ندیدی باعث بحث وبی حرمتی میشی

    ۵ سال پیش
  • ساناز

    3

    بچه ها خانم نگار عکس های که داخل اینیستا گزاشت بود ورداشته

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    5

    ای جان خدارو شکر 🤲 وای عالی بود 👌 آره عکس شخصیتارو بزارید لطفا 🙏

    ۵ سال پیش
  • M

    8

    خیلی خوب بود .فقط بی زحمت اگه شد پارت بیشتری بزارمرسی 😚

    ۵ سال پیش
  • رها

    5

    از بس دیر ب دیر میزا ین پارتارو آدم یادش میره ک چی ب چیه😪

    ۵ سال پیش
  • مانیا

    19

    من هنوز در انتظار عکس شخصیت ها نگار جون ما *** نداریم لطفا اینجا عکساشون رو بزار برامون🙏🏻🙏🏻🙏🏻هرکی موافق بگه تا نگار زودتر عکساشونو بزاره😊

    ۵ سال پیش
  • نازنین زهرا

    11

    سلام آره منم اینستاندارم عکس شخصیتارواینجابرامون بزاریدممنون ازرمان خوبتون😍😍

    ۵ سال پیش
  • raha

    1

    رمان خیلی خوبیه ذسدنسدینزدینژ عررررررر :)))))

    ۵ سال پیش
  • ..

    8

    آقا سعید زامبی یا تارزان چیه شیدای ما فرشتس وقتی سر وصورت گلیش رو شست میفهمی چه خوشکله

    ۵ سال پیش
  • یاسی

    6

    زامبی یا تارزان🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    24

    فکنم اگر از این دوتا یکی بخدا پارتنر شیدا بشه سعید بشه چون روزبه گفت زن داره ولی چقدر روزبه مهربون بود😍پارت کمی بود ولی خوشمان امد مرسی نگار جون ولی من هنوز در انتظار عکس هاشون که گفتی تو اینستات هست

    ۵ سال پیش
  • پانیذ

    17

    ای جانم فک کنم پارتنر این شیدای خوش زبنمون پیدا شد🤤🫀😂

    ۵ سال پیش
  • ؟

    10

    هق کی فردا شع🥲

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️