پارت چهل و پنجم :

***
شیدا از اینکه کسی نجاتش دهد کاملا ناامید شده بود. چند روز می‌گذشت که توی این اتاق کثیف ونمور که بوی نم در آن پیچیده، اسیر بود. خسته بود از صدای پارس سگ و مرد کثیف و هیزی که دائم این‌جا بود و گاهی صدای نکره‌ی آواز خواندنش از بیرون می‌آمد. نمی‌دانست کجاست؟ فقط مطمئن بود از تهران دور است چون شبی که او را دزدیدند مسافت زیادی را توی ماشین بود.
چه شب وحشتناکی بود... خودش را ملامت می‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Paryaaaa

    3

    من با حرف دنیا موافقم کسی ک چند روز غذا نخورده درست نخابیده و الن فرار کرده چند کیلو متر دویده و بارانون میاد مطمعنن غش میکنه شما خدتون چند ساعت غذا نخورین ضعف میکنید دیگ چ برسه ب این🤷🏻 ♀️🙄

    ۵ سال پیش
  • م

    1

    به معنی واقعی داره چرت میشه

    ۵ سال پیش
  • فری

    5

    کسی که ندونه زنده میمونه یانه هر لحظه امکان *** ترس دلهره بعدش فرار اونم تو جایی که نمیدونه کجا *** میدونه راه نجات هست این غش کردن نداره شما بودین چیکار میکردین الکی رمان رو میبرین زیر سوال.

    ۵ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان

    قرار نیست چون توو رمانای دیگه غش کردن زیاد بوده، شیدا که ضعف جسمی داره، ترسیده، اضطراب داره، زمین خورده و خیلی دلایل دیگه، ضعف نکنه و پرقدرت تا ناکجاآباد بدوه تا کلیشه نشه!به هر حال ممنون از نظراتتون❤

    ۵ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان

    دوستای عزیزم مرسی از همراهی و نظراتتون.دیدم خیلی به خاطر از حال رفتن شیدا بحث دارین گفتم یه توضیحی بدم.دوستان غش کردن رو نمی شه کلیشه گفت.این حرف مثل اینه که بگید مرگ، ازدواج، عاشق شدن کلیشه شده!

    ۵ سال پیش
  • ناهید

    5

    به نظر من با این همه سختی و ترس و استرس حق داره غش کنه

    ۵ سال پیش
  • تینا

    1

    به کلیشه گفت زکی خیلی کلیشه بود

    ۵ سال پیش
  • ---

    13

    چرا همیشه تو داستانا دخترا غش میکنن :( ای بابا

    ۵ سال پیش
  • دنیا

    14

    اونا مسخره غش میکنن شیدا چند روز بسته بوده غذا زیاد نخورده معلومه غش می کنه 🙂

    ۵ سال پیش
  • ---

    1

    این همه چلو کباب فرزاد دهنش گذاشت، تازه به جای اینهمه لگدپرونی بی نتیجه همون نون خشک ها رو میخورد تا جون داشته باشه. بازم به نظرم غش کردنش لوس بود

    ۵ سال پیش
  • م

    10

    لگدپرونیش به خاطر هرز رفتن اون گوریل بود.نوشته نتونسته غذاشو خوب بخوره، از اون مرد کتک خورد.از سگ ترسید، اضطراب داشت، زمین خورد.شما دنبال بهونه اید غذاشم خوب می خورد می گفتین آدم اسیر باشه غذامیخوره؟

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    6

    نمیدونم شماها چرا دنبال بهونه این که شخصیت های خوب داستان بد کنین لوس ضعیف، اصلا ادم سیر هم که غذا بخور با اون همه استرس و اضطراب لگد زدن دویدن ادم از حال میره

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    6

    درسته این غش کردنا یک کلیشه شده تو همه رمانا هست هیجان رمان رو افزایش میده اگر همین جوری میتونست فرار کنه که جذاب نبود قطعا یکی نجاتش میده حالا دست به شانسش داره شاهزاده با اسب سفید یا بازم گوریله

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    2

    دقیقا سوال منم همینع

    ۵ سال پیش
  • پا

    6

    آخه بیچاره شیدا پدرت که رفته به عشقش برسه اون واجبتر باید دلداری بده که تنهاش نمیذاره و... اون خیلی بخودش زحمت بده دلواپس باشه زنده ای یا مردی یا چه بلایی سر آمده یه زنگم به دایی بچهها نزد خبر بگیره

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    22

    مثلا فرهاد میتونه چیکار کنه ازش چه توقعی دارین ها؟ شما مشکلتون اینه مه رفته پیش ریما واقعا برات متاسفم باید قبول کنین ریما زنشه و منتظر دلارام نباشید وای ان شاالله یکی پیدا شه شیدامو نجات بده🥺🥺🙏

    ۵ سال پیش
  • ت

    18

    چقدر بچه گانه فکر می کنید یعنی چی که چرا رفته پیش ریما؟ اون الان تنها کسی که میتونه فرهاد و اروم کنه چون همسرش هس.اون میتونه چیکار کنه مثلا زنگ بزنه به شهرام شیدا پیدا میشه؟؟ چه طرز تفکر احمقانه ای!

    ۵ سال پیش
  • ثنا

    16

    با این نوع تفکر حس کردم یک فرد ١٠ ساله نطر نوشته(شاید هم ده ساله هست) چقدر کوته فکر.......!

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    3

    حالا مگه ما گفتیم فقط ریما شیدارو دیگه ول کن نخیر نویسنده تا جایی که میتونه دار حال خراب فرهادو توصیف میکنه حتی زمانی که پیش ریما بعدشم ریما زنش یکی باید باشه دلداری فرهاد بده

    ۵ سال پیش
  • مهدخت

    4

    بیچاره شیدا :(کاش زودتر پیداش کنن طفلی

    ۵ سال پیش
  • ب

    4

    عالی 💞✨ ولی من چطوری تا دو شنبه صبر کنم ؟؟ 😫😫😫

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    11

    ممنون از نویسنده عزیز برای بیشتر کردن روزای پارت گذاری. امیدوارم تا اخر همینجور عالی ادامه بدی

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    17

    فکر نکنم فرهاد برگرده پیش دلارام، دیگه سنش کم نیست که بره دنبال عشق و عاشقی، واقعا اگه دلارام برگرده پیش فرهاد و ریمای بیچاره ضربه ببینه رمان بی معنی و چرا و پرت میشه،

    ۵ سال پیش
  • .

    20

    آقا من قبلا گفتم بازم میگم به خدا حتی اگه دلارام به مرگ هم تهدید شده باشه زندگی ریما رو خراب کنی دست رو هیچ رمانت دیگه نمیزارم اتمام حجت

    ۵ سال پیش
  • شکیبا

    15

    یعنی گل گفتی👌 به نظر منم هیچ دلیلی نمیتونه کار دلارا رو توجیح کنه

    ۵ سال پیش
  • سنا

    16

    محشررررررررررررررررررررررررررره

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️