پارت چهل و دوم :

امیرعلی مردد شانه بالا انداخت و لب زد:
- دوس داری بیای باشه، آماده شو بریم.
ریما با عجله گفت:
- باشه، پنج دقیقه‌ای حاضرم.
امیرعلی عقب‌گرد کرد و از اتاق بیرون رفت. امیریل هنوز همان‌جا نشسته بود. ریما سمتش چرخید و معترضانه گفت:
- امیریل...!
امیریل که توی فکر بود، سرش را بالا گرفت و گیج و گنگ گفت:
- هان... چی؟
- نمی‌خوای بری؟ دیرم شد!
- کجا برم؟
ریما حرصی لب فشر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • خودم

    5

    اونجا که فرهاد ریما رو بغل کرد گفتم وای که الا ن شیوا میاد میبینه ولی نیومد خدایا دلم میخواد شیوا زودتر بفهمه ازداوج اینا رو دوست دارم این تا اخر باهم باشن

    ۵ سال پیش
  • بنده ی خدا

    5

    چرا حس میکنم ماجرا یه جوری به دلارام مربوطه😐

    ۵ سال پیش
  • //

    7

    دیگه فقط مونده بود بگین دلارام جاسوسه :) عاشق تئوری هاتونم :)) دلارام زیر 25 سالش بوده و دانشجو. یهو از کجا جاسوس شده؟ .... به نظرتون ریما فرهاد رو ترک میکنه؟ به خیال اینکه دخترا با مامانشون باشن؟

    ۵ سال پیش
  • ب

    1

    ریما یجور دودسته فرهاد چسبیده که زنی که ۳۰ سال ازدواج کرده نمیچسبه مطمعن باش فرهاد زن ده سال از خودش کوچکتر ول نمیکنه بچسبه به دلارام همسن خودش ،همین الانم فرهاد بیخیال دخترا شده ،ریماجون چسیده

    ۵ سال پیش
  • //

    10

    ریما 36 سالشه، فرهاد 40 سالشه. چه با غیظ گفتی عزیز :). اصلا میدونی چیه؟ احتمالا اکثرا بام مخالفن ولی به نظر من چیزی که نمیخواد باشه بهتر نباشه یعنی اگر دلارام نمیرفت اون و فرهاد زوج خوبی نمیشدن

    ۵ سال پیش
  • //

    7

    در هرصورتش اسیب بود چه حاضر چه غایب اینا روج خوبی نیستن. کاری به ریما ندارم واقعا. ولی فرض کن دلارام پیش بچه هاش میبود، اونو فرهاد همش درحال دعوا میبودن به خاطر اختلاف سلیقه و غیره. چه فایده داشت؟

    ۵ سال پیش
  • سیتا

    1

    شیدا رو دزدیدن برای انتقام از دلارام 🤔🤔 دلارام هم اطلاعات رو به شهرام داده😎شهرام هم پلیسه شاید هم برادر فرهاد هم با پرویز هم کاره دلارام بخاطر این موضوع با فرهاد ازدواج کرده بعد طلاق گرفته

    ۵ سال پیش
  • ز

    2

    زیاد دارین به مغز بیچاره فشار میارین بلاخره یه دلیل دراه دیگه کلا بات موافق چون رابطه فرزاداز بیمارستان دست شیوا شکست شروع شده وخواهر پرویز اینطور نزدیک خانواده دلارام شده تا بترسوننش دستش با برادرش

    ۵ سال پیش
  • سیتا

    1

    تو مراسم نامزدی شیوه و شیدا داشتن به پرویز میگفتن مرتیکه خیلی بد نگاه میکنه با اون مو های بلندش بنظرم دزدیده شدن شیدابخاطر کار دلارام هستش اون تو این شانزده سال پلیس مخفی بوده تو باند پرویز الان فهمید

    ۵ سال پیش
  • باران

    1

    از زبان دلارام بنویس ببینیم نگران شیدا شده یا نه ،فرهادم چند وقت ول کن بره کنار ریما ارام بشه فعلا دلم میخواد از دلارام بشنوم نویسنده اینطور تنوه میشه😌😌😌😌🙃🙃🙃🙃

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    2

    و اینکه اگه دلارام هم یه مریضی داشته درسته باید به فرهاد میگفته😠میگم که اینا به حساب خودشون فداکاری میکنن و....🤦🏻 ♀️اگه مریضی داشته وبه فرهاد نگفته من دلارام و تو ذهنم ۳۲ قسمت مساوی میکنم

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    3

    باووو،من رمان خوندم مرتیکه سرطان خون گرفته به زنش نگفته بعد از اون ور زنشو میزده که ترکش کنه😐🤦🏻 ♀️،اینا هم ازدواج کرده بودنو منم خیلی حرصم میگیره یه مرضی دارن به نامزدشون یا هر خری نمیگن

    ۵ سال پیش
  • مادر

    2

    بدم میاد از این فرهاد اشغال دخترش دک کرد تا تو این وضیعت ریماش حال اساسی بده دخترش گم شده باید مثل مرغ پر کنده بال بال بزنه برای پیدا کردنش بره پیش شهرام نشسته به ریما میگه کاش بمونی یه حال بکنم

    ۵ سال پیش
  • الی

    1

    ببخشیدپرویزکیه؟

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    5

    عزیرم اصلا تو باغ نیستیااا اصلا رمان رو خوندی پرویز همون برادر پریسا نامزد فرزاد داداش فرهاد 😂😂😂😂 خودمم قاطی کردم اصلا پرویز یه آدمه بیشعوری که شیدامو دزدیده این شد

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    5

    ادامه،و اینکه به احتمال زیاد شاید دلارام یه مریضی داشته یا یه دلیل🤔تو بقیه رمان ها هم که خوندین🧐یا دختره یا پسره یه سرطانی یه مرضی چیزی میگیره به عشقش نمیگه و به حساب خودش خوب کاری میکنه و....

    ۵ سال پیش
  • >>>

    9

    خودت داری میگی پسر دختر. نه زن متاهل بچه دار باید بگه مشکلشو، مسخرس نگه بره بعد انتظار داشته باشه. باید حق انتخاب به فرهاد میداد....ضمنا من مطمینم بیماری نبوده مسخره و بچه گانس اگه بوده باشه

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    7

    نسرین جان باهاتون موافق نیستم اخه اصلا قبول دلارام یه بیماری داشته رفته اما اصلا این کارش کار قشنگی نبود با رفتنش فرهاد نابود کرد شیوا روبا باباش که بهترین مرد زندگیشه بد کرد مقصر این اتفاقا دلارامه

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    5

    چهارشنبه😭نههه،آخه چراا؟ حس میکنم ممکنه اون ناشناس دلارام باشه یا یه مرد که عاشق شیدا میشه و شیدا هم عاشق اون❤

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    4

    منم حس میکنم دلارامه یا یه ادم از طرف دلارامه اگر اینجوری باشه که دلارام خیلی مار🐍

    ۵ سال پیش
  • ‌

    3

    من که بدم میاد اگه پرویز باشه دلم میخاد شاهزاده سوار بر اسب باشه، درضمن به قول یکی از دوستان شاید این ادمه ادم خوب نباشه

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    3

    پرویز بوده دیگه ناشناس 😤بیچاره فرهاد و ریما 😭عالی بود 👌

    ۵ سال پیش
  • //

    9

    بیماری نبوده اقاجان اخه زن بیمار تنها بره امریکا؟ شوهر و برادر و مامانش همه موندن ایران. الان داره میگه پشیمونه فرصت دوباره میخواد. اینا حرفای یه ادم درمان شده نیس. تازه کدوم بیماری 16 سال طول میکشه.

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️