پارت چهل و یک :

با دیدن شماره امیدش برای شیدا ناامید شد اما در عین حال قلبش بی‌قرار شد. امیرعلی بود! اخموی دوست‌داشتنی‌ای که به تازگی مهمان ناخوانده‌ی قلبش شده بود. مهمانی که شیوا هرچقدر تقلا می‌کرد از خود دورش کند باز نزدیک‌تر از قبل می‌شد. دست‌هایش به وضوح می‌لرزید و با کمی تعلل گوشی را برداشت.
- الو...
کمی مِن مِن‌کنان و با تأنی جواب داد:
- عه... سلام... خوبی؟ استاد گوشی رو جواب نداد...

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ا

    1

    تو رو خدا به شیدا *** نکن نویسنده😭😭😭😭

    ۵ سال پیش
  • .

    0

    فک نمیکنم این اتفاق بیوفته چون دیگه خیلی فجیع غم انگیز میشه😥

    ۵ سال پیش
  • .

    1

    کاش همه نامادری ها مثل ریما باشن😐❤️

    ۵ سال پیش
  • حالا هرکی

    9

    دیدن آبی از امیرعلی واسه شیدا گرم نمیشه گیر دادین به پرویز بابا این چیه پرویز اصلا به شیدای کوچولوم نمیاد نویسنده یه پسر باادب و جنتلمن بیار واسه شیدامون شیدا حقش بهترینه

    ۵ سال پیش
  • ساناز

    3

    آره درست پرویز خشنه ولی وقتی آدم عاشق بشه دلش نمیخواد حتی خارم داخل پاش بره چه برسه که دستور بده گتکش بزنن

    ۵ سال پیش
  • ساناز

    1

    فکر کنم شیدا عاشق پرویز میشه وپرویزهم عاشق شیدا شیواهم که عاشق امیر علی و امیرعلی هم عاشق شیوا میشه و همین پرویز دستورمیده که شیدا رو آزاد کن

    ۵ سال پیش
  • ---

    7

    خداییی فک میکنه شیدا عاشق پرویز با اون شمایل میشه؟ عمرا. البته میگن گروگان عاشق گروگانگیر میشه ولی اخه پرویز خیلی نده و خشنه به شیدا کوچولو نمیاد.

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    6

    این کلیشه ی عشق گروگان و گروگانگیر یه ایده ای است که تو اکثر رمانا دیدیم حتی تو فیلم و سریال اما لامصب این کلیشه تکراری نمیشه من خودم از این جور عشقا خوشم میاد ولی هر کاری میکنم پرویز به شیدا نمیا😐

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    5

    این امیریل هم ضد حال میزنه به دخملمون🥰 خب نگران شوهرش به تو چه اصلا کاش زودتر این ازدواج درست شه فرهاد و ریما همیشه پیش هم باشن نویسنده جان خسته نباشی لطفا عکس شخصیتارو بزار خیلی دلم میخواد ببینمشون

    ۵ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان

    عزیزم این جا به خاطر تفاوت سلیقه ی زیاد و اینکه هر عکسی بذارم به دل یه عده نمی شینه و دوسش ندارن کلا عکس نذاشتم. یه چندتایی رو پیج اینستاگرامم گذاشتم فقط.

    ۵ سال پیش
  • فری

    8

    اشکال نداره هر چی اونجا گذاشتی عکس اینجا هم بزار ما که *** نداریم ببینیم پس بزار لدفن🤩🤩🤩

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    3

    من چه جوری تا دوشنبه صبر کنم تا دوشنبه بیاد من فسیل شدم😭 نویسنده تو هر عکسی بزاری من راضیم من کاری به خوشکلی ندارم میخوام بهتر تصورشون کنم همونایی که تو اینستات هست اینجاهم بزار ما *** نداریم 🙏🙏

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    7

    پرویز بزنم آش و لاشت کنما،وای😭 نکنه...همونطور که گفت یه شب به شیدا *** کنن...ای خدااا...بمیرم برات شیدا جونم...الهی درد و بلات به جونم/من عاشقت میمونم میمونم...(عاشقش نیستما خواستم قافیه درس بشه)

    ۵ سال پیش
  • 2

    میشه قشنگترم صحبت کنیم🤗

    ۵ سال پیش
  • ناهید

    3

    واقعا حرف نداری نویسنده جان قربون دستت ، ، ای خاک تو سر این پرویز بی شعور چیکار به این دختر بدبخت داری چقدر دلم برای شیدا میسوزه ایشاءالله زود پیدات کنند شیدا جان 🥺

    ۵ سال پیش
  • //

    4

    عهههههههههه خااک حدسم اشتباه بود؟ انتظار داشتم ربایش مسئله شخصی باشه نه شانسی به خاطر فوضولی های شیدا. اییناام شانس ندارن فرهاد،ریما،فرزار، نامزد فرزاد همه خانواده ها مشکل دار :(

    ۵ سال پیش
  • مع

    3

    ریما تازه یه هفته شوهر کرده یجور دلنگران ودلسوز شیدا نشان میده انگار زاییده من بیست سال ازدواج کردم اینطور دلواپست نشان نمیدوم که ریما میکنه بی شوهری کشیده طفلک حق داره بره شوهربرسه

    ۵ سال پیش
  • مانیا

    3

    این پارت محشر بودولی یه مشکلی داشت نویسنده جان شما قلمتون عالیه من رماناتون هم دنبال میکنم فقط درمورد عشق شیوا خیلی الکی عاشق شد امیر علی هیچ هرکتی نزد که مهرش به دل شیوابشین حالاشیدارو نجات دادیه چیز

    ۵ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان

    سلام دوست عزیز.ممنون از نقد خوبتون.راجع به علاقه ی این دو خواهر باید بگم که صحبت از یک عشق آتشین نبوده که... یه علاقه ای که ممکنه برای هر دختر توو اون سن پیش بیاد.نوشتم مهمون ناخوانده که تقلا داره

    ۵ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگ | نویسنده رمان

    پذیرای اون نباشه. به اصطلاح خودمون به دلش نشسته! که خب طبیعتا با هر بار دیدن ممکنه علاقه بیشتر بشه. شیدا هم که کم سن و سال و احساساتی هست.در هر صورت ممنون از شما و سایر دوستان🌹

    ۵ سال پیش
  • گل سرخ

    2

    شایدامیرعلی باهیچکدومشون ازدواج نکنه عاشق یکی دیگه بشه

    ۵ سال پیش
  • حالا هرکی

    3

    درمورد عشق شیوا وشیدا به امیرعلی خیلی نگرانم یعنی امیر علی عاشق کی میشه شیدارو خیلی دوستش دارم شیواهم کم کم رفتارش داره درست میشه اما وای اگردلارامو ببینه چی که بهش بگه من برگشتم معلومه یه گندی میزنه

    ۵ سال پیش
  • گل سرخ

    5

    شیوا.شیداعاشق امیرعلی هستن امامعلوم نیست امیرعلی شیوارومی خوادیاشیدارو

    ۵ سال پیش
  • پانیذ

    9

    این شیوا چجوری همینجوری الکی عاشق امیرعلی شد این بدبخت کازی نکرده بود جفتشون عاشقش شدن ولی جدای حس میکنم این پرویزع عاشق شیدا بشه😂😐💔

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    2

    با اینکه ژانر این رمان هیجانی نیست ولی من دارم از هیجان میمیرم خدایا این رمان محشر هرکی نخونه نصف عمرش به فناست ای پرویزخر شیدای من میدوزدی داریم برات اخ قربون دل ریما جونم دلش میخواد پیش فرهاد باشه

    ۵ سال پیش
کپی شد!