به طعم خون - آنلاین به قلم مرجان فریدی
پارت سی و یکم :
_پیدات میکنم...بعد از این که کشتمت خانوادم و نجات میدم...
فوری در و باز کردم و اروم به سمت پله ها رفتم.
اروم اروم از پله ها سرازیر شدم.
نفسم به سختی بالا میومد.
با استرس به پایین نگاه میکردم.
سرو صداشون و میشنیدم.< ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
نیایش
00فقط منم که میشینم ورد ها رو امتحان میکنم؟