از خود رانده به قلم سنا فرخی
پارت چهل و هفتم :
یاشار از سر میز بلند شد و با نارضایتی چانه چین داد.
- خیلی خب بابا!
بعد سوی سالن قدم برداشت...
یاشار از شدت خستگی پیش از ساعت ده به اتاقش برگشت و روی تخت دراز کشید؛ خستگی بهانه بود. میخواست به سقف زل بزند و اتفاقات زندگیاش را کند و کاو کند.
دلارا اولین و صمیمیترین رفیق کودکیهای یاشار بود؛ نه تنها خودشان که هیچکس دیگر هم رابطه آن دو را به غیر از رفاقت نمیدید. نمیدانس
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

سنا فرخی | نویسنده رمان
سلام دوستان عزیز وقتتون بخیر با عرض معذرت من چند روزی هست به امیکرون مبتلا شدم و علائمش باعث شد نتونم پارت گذاری داشته باشم. امیدوار بودم امروز حالم بهتر بشه و بتونم براتون پارت بذارم اما متاسفانه
۵ سال پیش
سنا فرخی | نویسنده رمان
شرایطش رو ندارم. حتما حتما هروقت حالم بهتر شد و انرژیم و بدست آوردم براتون جبران میکنم خیلی ممنون از صبر و شکیباییتون🙏🏼🌹
۵ سال پیشAva
1به نظر من یکی به ماجرا اضافه میشه که عاشق هستی بشه .هستی هم یکم با عرضه تر میشه و روی پای خودش وایمیسه میشه دختر مغرور و شیطون
۵ سال پیشرویا
0امشب پارت گذاری نشد چرا؟؟؟؟
۵ سال پیش(:
0اخه نویسنده به این خوبی به نظرت میاد رمان خاله زنکی مینویسه اصلا اگه اینجوری بود میومد بخش انلاین؟ به نظر داستانش بیشتر قراره معمایی باشه تا عاشقانه
۵ سال پیشبنفشه
1پارت جلو فکنم یاشار نقش اصلی داستان هستش و کیان میره گوشه کنار ولی رکسانا هم میشه معشوقه یاشار برای سوزوندن کیان
۵ سال پیش//
1نوچ به قلم نویسنده نمیاد از این چیزای لوس و ننر و خز به خوردمون بده. تحریک حسادت و این چیزا رو میگم. کیان همچنان نقش اصلی هیت دیگه تو خلاصه رمان بود، عکسشم هس.
۵ سال پیشپونه
1وااای داریم ب جاهای جالبش میرسیم😁😍
۵ سال پیشرویا
4نویسنده عزیز رمانتون خیلی قشنگه اگر میشه وقتش داری یکم بیشتر بنویسین با تشکر
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

.
2🔴👇🏼🔴