توپاز آبی به قلم صدیقه سادات محمدی(نگار)
پارت پنجاه و چهارم :
در چوبی، قیژ قیژ کنان باز شد و نگاه آهو و کاوه سمت در چرخید. شاهبرزین پا به ایوان گذاشته و کفش میپوشید. کاوه از جا برخاست و آهو نیز با اکراه و به اجبار بلند شد. شاهبرزین ابرو در هم تنیده و مثل همیشه عبوس و جدی بود؛ رو به کاوه گفت:
- میرم چند جایی کار دارم، تو برو سراغ مشمریم بیارش اینجا. مادرت حال خوشی نداره، ببین چکار میتونه براش بکنه.
- چشم، اما شما صبر میکردی تا بارون بÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۱۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نفسم
4وای حس انتقام چ آدمی داره ازآهو میسازه.. کاش خیزران پیشنهاد سفررا رد کنه... مرسی نگار جون...داستان داره ب جاهای حساس وقشنگش میرسه..عالیه
۵ سال پیشفافا
9به نظرم میخواد افسانه رو برا کاوه لقمه بگیره ،اگه کاوه خواستگار افسانه باشه خانوادش از ترس کدخدا نمیتونن نه بیارن بعد سر نریمان بی کلاه می مونه.
۵ سال پیشخورشید
8خیلی قاتی شداخه خیزران که کاری نکرده اگرم میکنه بخاطرهووامدن سرشه خیلی سخته تحملش کاش شاپورعاشق سوده نشه واونوبرگردونه کنارخانوادش ...چقداین اهوخودخواه وعقدایه حال ادموبهم میزنه..
۵ سال پیشم
3بچه ها کسی اسم اون رمانه که یه دختره از شدت فقر تصمیم میگیره تن فروشی کنه بعد یه پسره کست میگرتش بهش *** میکنه رو میدونه؟
۵ سال پیشگل سرخ
7شایدافسانه همون افسون باشه.بخاطری که آهوافسانه روهم باخودش می خواست ببره تهران همون جاولش کرده بعدااردشیردیدش باهاش ازدواج کرده
۵ سال پیشگل سرخ
4شایدکاوه خودش عاشقه اهوشده باشه.بابابهتون خومیگم اول اخرش شاپورسوده بهم می رسن
۵ سال پیشگل سرخ
4اسم شوهراولی آهو.فرخ بود
۵ سال پیشدخترای من
7وای عجب فتنه ایه این آهو خدایا 😤 منم میگم شاپور با سوده خوب میشه و خیزران با کارایی که میکنه از چشم شاپور می افته 🤨 با اینکه با این کار مخالفم ولی اگه خیزران بد بشه ضرر میکنه 😏
۵ سال پیشنسترن
7افسانه میخواد زن نریمان شه دیگه الان این اهو گفت با افسانه برن و چون از نریمان کینه به دل داره شاید میخواد بلایی سر افسانه بیاره؟هوم؟ فکرنکنم بکشدش اما شاید کاری کنه که افسانه از چشم نریمان بیوفته
۵ سال پیشسیتا
4بچه ها اسم شوهر اول اهو کی بود
۵ سال پیشسیتا
8چه بره سفر چه بمانی فرقی نداره شاپور و سوده با هم خوب میشن این دوتا خواهر رنگ خوشبختی رو نمی بینم خیلی هم منطلوم هستن
۵ سال پیشاوین
12احساس میکنم افسون زن اسد همون افسانه اس
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نسترن
2بچه ها یه سوال شما این همه چیز میگین نمیگین پارت۵۴هستیم چرا رمان عکس شخصیت ها رو نداره؟ نویسنده عکس شخصیت ها رو نمیزاری؟ هووم؟