پارت پنجاه و یک :

با قطع کردن تماس، نگاهی به ساعت انداخت. با کمی تأمل، از جا برخاست و مشغول عوض کردن لباس شد. همانطور که پالتواش را می‌پوشید از اتاق بیرون رفت. آزیتا مقابل تلوزیون روی مبل نشسته و ظرفی از پاپ‌کرن دستش بود. همانطور که نگاهش به فیلم بود و پاپ‌کرن می‌جوید گفت:
- باز کجا شال و کلاه کردی؟ من حوصله‌ی جواب پس دادن به باباتو ندارم‌آ!
شمیم شالگردن را دور گردنش انداخت و گفت:
- می‌رم دیدن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • fatemeh

    2

    چرا همش قفل میشن پارتها؟ده پارت که میخونم میگ باید از طریق دنیای رمان بخونی..درصورتی که من از همین برنامه دنیای رمان میخونم رمانو

    ۱ سال پیش
  • مهرو

    5

    بیشتر از همه مرال ضربه خورد این وسط🥺😔

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    6

    ببخشید اینجوری میگم اما...(پیری و معرکه گیری)😂والا😑 خوشحالم که همو میبینن اما ۱_کاش مارال ازدواج میکرد الان بچه داشت و تنها نبود۲_عدالت هم میشد چون اسد ازدواج کرده مارال هم میکرد بهتر بود،نبود؟

    ۵ سال پیش
  • >>>

    3

    والا مارال از ما نظر نخواست :) خودش انتخاب کرد ازدواج نکنه دیه، از کسی نمیتونیم طلبکار باشیم که

    ۵ سال پیش
  • یگانه

    5

    وای هیجانی شد

    ۵ سال پیش
  • آریل

    7

    قرار نیست چون مارال ازدواج نکرده اسد هم ازدواج نکنه ۱ مرده نیاز داره ۲ هرکس این حقو داره وقتی نشده نشده پس باید بهترین انتخاب و زندگی رو کرد اتفاقا از نظر من مارال اشتباه کرده هرچقدرم عاشق باشی

    ۵ سال پیش
  • نفسم

    9

    وای خدا دارم ازخوشحالی میمیرم..بعد از عمری.. در ب دری و دوری.. مارال اسد رامیبینه....مرسسسسسسی نگار جون

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    12

    ای خدا چقدر قشنگ بود دلم رفت برای حرفای مارال 🥺❤

    ۵ سال پیش
  • فافا

    17

    باید مارال هم میرفت پی زندگیش الان چند بچه داشت تو تنهایی نمی موندمثل اسد که الان پیشه نوه هاشه به نظرم مارال بیشتر سختی کشیده

    ۵ سال پیش
  • ---

    11

    درسته ولی انتخاب خود مارال بوده که ازدواج نکنه، منتی نیست

    ۵ سال پیش
  • اسرا

    5

    اینجا که میگن آمدی جانم بقربانت ولی حالاچراآفرین به مارال که هیچ وقت ازدواج نکرد

    ۵ سال پیش
  • //

    11

    چی چی و افرین :| باید درنهایت بیخیال میشد. وقتی نشده، نشده دیگه

    ۵ سال پیش
  • نفس

    11

    اره واقعا چرا این قدردیر😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😭😭😭من دلم گرفت نمیخوام بایدازاولش مال هم میشدن چراعاشقا نبایدبهم برسن واقعا چرا😔😔درکل رمان قشنگیه دوستش دارم😊

    ۵ سال پیش
  • فافا

    17

    وقتی دیده اسد ازدواج کرده چرا مارال فراموشش نکرده ،حتما الان هم مثل فیلم ها میخوان با هم ازدواج کنن، رسما مارال بدبخت شده 😐

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️