پارت نود و هفتم :

همانطور که ترمه گفته بود، ساعتی بعد و وقتی قول و قرار عروسی گذاشته شد، ایمان خطبه‌ی عقد را خواند و بیژن دست‌هایشان را توی دست هم گذاشت. بعد از محرمیت، دقایقی رایمون و نینای را تنها گذاشتند. نارگل و پونه پشت در اتاق ایستاده و تقلا داشتند از لای درز در چوبی، داخل اتاق را ببینند. عروس و داماد با فاصله‌ی اندکی کنار هم نشسته بودند و رایمون همانطور سر به زیر تقلا داشت حرف دلش را به زبان بیاورد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سحر

    0

    قشنگ بود ، قلمتون مانا نویسنده عزیز

    ۳ ماه پیش
  • fati

    1

    باید بگم واقعا خیلی خوب بود و مثل این رمان های آبکی نبود.. فوق العاده دقیق و کامل بود.واقعا ممنونم حالم خوب شد با خوندنش🥲🫠

    ۵ ماه پیش
  • فخری

    0

    خدا قوت نگار جون خسته نباشی عالی بود پیشنهاد میکنم حتما این رمان زیبا را بخونیدقلم نگار جون عالیه دستت طلا عزیزم قلمت ماندگار 🙏🏻🌹❤

    ۸ ماه پیش
  • الا

    1

    داستان جالب و جذابی بود عزیزم ممنونم ازت💞

    ۱۱ ماه پیش
  • میم

    3

    خیلی عالیه رمان عاشقانه،اجتماعی،خانوادگی،هیجانی،جنایی، تعقیب وگریز،سفری به رشت سرسبز زیبا،تهران شلوغ واصفهان تاریخی و خط زدن یه سنت غلط و در آخر یه عاشقانه آرام و دلنشین و یک پایان خوش،خدا قوت نگار خانم 🙏🏼 ❤️ 👏👏👏

    ۱۱ ماه پیش
  • هدی

    2

    توصیه میکنم حتما دوستان بخونن عالی بود 😍

    ۱۲ ماه پیش
  • هدی

    1

    ممنون نگارجان عالی بود خداقوت❤

    ۱۲ ماه پیش
  • هدی

    2

    عالی بود نینای خیلی سختی کشید خداروشکر که آخرش پیش رایمون هست❤❤❤❤❤

    ۱۲ ماه پیش
  • رخسار ه

    1

    زیبا بود کاش اسم کارکترهای اصلی رایمون نینای نبود به موضوع و روند داستان نمی آمد. ذاگر اسمشان کمی سنتی تر بود بهتر بود

    ۴ سال پیش
  • نفسم

    3

    کولاک کردی نگارجون...مثل همیشه عالی وبی نظیر با ی پایان عاشقانه وشیک...ممنونم ک باعشق مینویسی 😘😘😘

    ۵ سال پیش
  • ناشناس

    2

    سِیر تندِ آخرها رمان رو خراب کرد. رمان خوبی بود، دستتون هم درد نکنه ولی از وقتی نینای با سرهنگ رفت سیر تند شد و ادامه رو خرابش کرد.

    ۵ سال پیش
  • Mari

    2

    خیلی خوب بود مررسی عزیزم بابت زحمتات و پایان قشنگ رمانت 😍😍😍

    ۵ سال پیش
  • M

    3

    چند ماه با این رمان زندگی کردیم، خندیدیم گریه کردیم، دلمون گرفت و پا به پای شخصیت ها استرس کشیدیم ، اما هیچ چیز شیرین تر ازپایان خوش نیست. خانوم محمدی خیلی ممنونم بابت این رمان و زحمات بی دریغتون❤

    ۵ سال پیش
کپی شد!