به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت شصت و سوم :
اعصبانی با نفرتی که میخواستم سر یکی خالیش کنم فقط پیوسته داد میزدم و سعی میکردم دستام و باز کنم.
با نفرت جیغ زدم:
-همتون و میکشمم!
تخت باهام تکون میخورد اما طناب زخیمی که دور دستام پیچیده بودن باز نمیشد
به اطراف نگاهی انداختم
به نظر یه کارخونه متروکه بود که تو یکی از اتاقکاش بودم
یه تخت وسط یه اتاق نسبتا بزرگ تاریک
جز یه هواکش سقفی که کمی نور و به اتاق را
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
الهه
0فقط منم که بغض کردم؟!
۳ سال پیشسارا
0عالیه
۳ سال پیشسوگند
0خیلی خوبههه🥺
۳ سال پیشsoha
0حاجی پشمام
۳ سال پیشAaal
0🌸🌸🌸
۳ سال پیشRasta
0خوبه
۳ سال پیشMel
0حتی برنامه رمان رو پاک کردم بعد الان دان کردم دوبار ولی بازم آمدم میزنم حساب شما باطل شده الان نمی دونم کد جدید رو چجوری باید بزنم لطفاً یه راهنمایی کنید
۵ سال پیشzynb
1خ خفنههههه خیلبیبببخبططلطبخ(:
۵ سال پیشMel
0بچه ها لطفاً کمک کنید من یه کد دیگه از نویسنده گرفتم چون میخواستم گوشیم رو عوض کنم دیگه این گوشیم رو نفروختم از کد قدیمی استفاده کردم بعد نویسنده گفت از جدید باس استفاده کنم الان نمی دونم کجا واردکنم
۵ سال پیش?
0🥺🥺🥺🥺🥺
۵ سال پیش?؟
3:((((((( باز ک پارت گذاشته نشددد 🥺😕
۵ سال پیشفاطمه
5فک کردم خوب شد که.... پس چرا پارت دیروز گذاشته نشد...:/
۵ سال پیش?؟
10پارت امروز نمیاد؟
۵ سال پیشN
8بازم نزاشتن🥲
۵ سال پیش...
4عرررر هاردین چ خوبه😢😂
۵ سال پیشرها
3وای بلاخره ۲ پارت گذاشته شد
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

الهه
1جون جون ♥اون دختر مال منه ♥😎وااای