پارت چهل :

خیزران روی زانوها نشست و با سر انگشتان آهسته گونه‌ی دخترک را لمس کرد. داغی پوست دخترک دل انگشتان را سوزاند و لب گزید. آسیمه‌سر از جا برخاست و خودش را با قدم‌های تند به اتاق دیگر رساند.
- شاپور... آقاشاپور... بیا ببین این دختر چش شده؟
شاپور پلک‌هایش را چند بار باز و بسته کرد و با دست مالاند. نگاهی گیج و خواب‌آلود به درگاه انداخت و با صدایی خش‌دار لب زد:
- چی شده؟ چه خبره؟
- سود

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • fatemeh

    0

    چرا شاپور به زنش نگفت که به سوده دست نزده؟

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    بله همینطوره..میخوام بدونم عاقبت شخصیت های داستان چی میشه

    ۱ سال پیش
  • .....

    1

    نمیدونم رمانات چی داره اصن خیلی خوبن همه ی رماناتو خوندم فقط در حصار گذشته خیلی همه به بدبختی رسیده بودن😂

    ۴ سال پیش
  • مهدیه

    6

    شاپور چه این کارو میکرد چه نمیکرد فرقی نداشت چون سوده بیچاره بعد از یک عمر کلفتی اگه شاپور طلاقشم بده چه فرقی براش داره .

    ۵ سال پیش
  • آریل

    3

    آخیش خیزران رفتار بدی نکرد ولی قطعا شاپور به سوده علاقمند میشه ابن که بنظرم شکی درش نیست شایدم خیزران وقتی ببینه اینو ترک کنه شاپورو فقط یه حدسه بگذریم . .. می بریم و میدوزیماا

    ۵ سال پیش
  • نفسم

    6

    مرسی نگاری مثل همیشه بی نظیر..بی صبرانه منتظر پارت بعدیم..گمان میکنم ک شمیم ی ارتباطی با پدربزرگ جهان داره

    ۵ سال پیش
  • آرام

    10

    خیلی گناه دارن همشون🥺دلم واسه اردشیر تنگ شد

    ۵ سال پیش
  • شکوفه

    14

    یه حسی بهم میگه پدربزرگ کمند پسر سوده و شاپور هستش

    ۵ سال پیش
  • زینب

    15

    حس ششم میگه اول آخرش شاپورعاشق سوده میشه ازش بچه دارم میشه امامعلوم نیست اسدکیه وقتی داستان رومی فهمه حالش بدمیشه

    ۵ سال پیش
  • دخترای من

    14

    الهی بچه سوده ترسیده بمیرم براش 🥺 این وسط تقصیر کار مادر و پدر شاپور هستن خداکنه ب خیزران بگه دست ب سوده نزده و خیال خیزران و راحت کنه اگه بگه خیزران میفهمه شاپور دوسش داره و نسبت ب سوده حسادت نمیکه

    ۵ سال پیش
  • اسرا

    8

    منتظرم ببینم بلاخره کدوم یک ازآدمهای داستان

    ۵ سال پیش
  • مهرو

    15

    خیزران.جیران.اردشیر.شاپور.سوده.هیچ کدوم گناهی ندارن همشون قربانی تقدیر و جهل و ناآگاهی شدن هنوزم این چیزارو میبینیم اما کم ترشده خون بس. نرسیدن دوتا عاشق ب خاطر ی دشمنی قدیمی ب امید روزی ک شاهدش نباشی

    ۵ سال پیش
  • صبا

    18

    الان نمیدونم واسه خیزران ناراحت باشم یا بگم چکار خواهر بیچارهت داری

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️