شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت هفتاد و سوم :
ماهرو میز صبحانه را چیده بود.
تصمیم گرفتم اول یک دوش مختصر بگیرم و بعد بنشینم سر میز صبحانه.
از کنار میز گذشتم و همانطور که به سمت اتاقم می رفتم گفتم : میز رو جمع نکن.
یه دوش می گیرم میام.
ماهرو هم بلند چشمی گفت و به کارش ادامه داد.
***
~ حامی ~
- میز رو جمع نکن. یه دوش می گیرم میام.
صدایش را که شنیدم، فکر پلیدی دیگر به سرم زد.
نمی دانم چرØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۱۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
مگه تو فضولی
0عالی
۵ سال پیشنازنین
4من حالم از حامی بهم میخوره
۶ سال پیشSamin
10خیلی حامی پاشو از گلیمش فراتر گذاشته🙄
۶ سال پیشالهه زندگی
11وااااااای این حامی خیلی باحاله 😛😝😜 واقعا دمش گرم 😂😂😂
۶ سال پیشآرتمیس
7سه پارت آخر عالی و خوندنی بود. لطفا نویسنده جون پارت ها رو بیشتر کن.اخه اینحوری میمونیم تو خماری. من میزارم چندتا پارت میشه بعد میام نوشته های جداب شما رو میخونم.لطفا تعداد پارتها رو در روز بیشتر کن
۶ سال پیشنازنین
5حقشه دختره اکبیری😂😂😂
۶ سال پیشدرسا
19🙄🤣🤣🤣آخه مگه کرم داری 🤣🤣خدایی خیلی. بده آب قطع شه یهو وسط *** 🤣🤣
۶ سال پیشصبا
8خیلی تلافی قشنگی بود آفرین حامی😂
۶ سال پیشNeda
11سلام خانوم نعمت زاده لطفا پارت هارو بیشتر کنین من دیگه نمیتونم صبر کنم هی میام ببینم پارت گذاشتین یانه خواهشاً حداقل دو سه تا بزارین والا موندیم تو خماری مرسی بابت رمان عالیتون
۶ سال پیشهلینا
23ای ای ای حامی کرموووووووو بیچارههههه ارامششششششش دیگه گناه داشت نداشت؟؟؟؟؟😔😔😔😔😔خب معلومه که نداشتتتتت همش حقش بود دمت گرمممممم حامی کرمووووو😂😂😂😂😂😂😂😂😂چیه فکر کردین میگم گناه داشت نخیر😂😂
۶ سال پیشنرگس زرنگ?
8من الان سه روزه هیچ پارتی نخوندم و نخواهم خواند منتظرم پارتاش زیاد بشه و یه کم رمان پیشروی کنه تا 7 روز دیگر باز خواهم گشت این پارت آرم نخوندما گفته باشم دلم تنگید براتون نظر گذاشتم 😎😎😎😎😎😎😎😎😎
۶ سال پیش...
5احسنت به این صبر😑
۶ سال پیشب ت ج
4چقدر قشنگ آرامش و توصیف کرد😂
۶ سال پیشفضولو بردن جهنم
12ببین ارامش خعلیییی بد رفتار میکنه قبول داری هرکسی هم بود بش بر میخورد خب درسته که این چیزارو داد بش ولی حداقل باش مثه حیون رفتار نکنه دیگ
۶ سال پیشفصولو بردن جهنم
3درمورد حرف خانم تینا
۶ سال پیشهستی
11این خاصیت این رمانه و اینه که جذابش میکنه برایه چی تویه همه رمانا مردی که اربابه حق داره به دختر خدمتکار زور بگه و تحقیرش کنه و ننگ هرزه بودن بزنه تازه خیلیم جذاب و مرده اگه همینطوری پیش بره عالیع
۶ سال پیشهستی
6واقعا عالیه خیلی وقت بود دنبال همچین رمانی میگشتم و راستش خودمم بعد از دوتا رمانم تویه فکر نوشتن رمانه اینجوری بودم بعد از کلی رمان که مرد قوی و دختر فقیر شیطون حالا یه دختر قویی و پولدار این عالیه
۶ سال پیشNeda
10وای عالی بود مخصوصا اونجایی که آب قطع کرد آرامش هی داد میزد ولی خواهشاً عاشقانه اش کنید مرسی بابت رمان قشنگتون
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مادمازل
1پسره ی پررو 😐 😀