پارت پانزده :

چشمانم را بسته بودم.
آرایشگر داشت خط چشمم را میکشید.
گفته بودم خط چشمم ظریف باشد

باید استرس میداشتم.اما نداشتم
امشب ،شب من بود.
حنا بالا سرم ایستاده و مدام به آرایشگر دستور میداد.
خیلی روی میکاپ حساس بود
برای همین هم همیشه بهترین و حرفه ای ترین میکاپ از آن خودش بود.
_سایه اش باید نیلی کمرنگ باشه، ولی شما داری آبی کبریتی روشن میزنی!
چشم هایم را باز کرد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Sahel

    1

    وااییییی این رمان محشرههههه مرجان جون😍😂

    ۴ سال پیش
  • .

    3

    فکر کنم امروز پارتو نمیزارن چون هیچ تایمری نزاشتن واسه پارت جدید

    ۵ سال پیش
  • db

    5

    وااااااااااااااااااااااااااایی...بالاخره رسیدیم به پارتای حسااااااااااااااااس...عرررررررررررررررر😂😍❤

    ۵ سال پیش
  • ?

    6

    حرفی واسه گفتن ندارم عالیییی بوددد

    ۵ سال پیش
  • N

    9

    بازی شروع شدو پشمای منم همانا ریخت... واقعا حرفی ندارم منتظر پارت بعدیم..🥲

    ۵ سال پیش
  • Nfs

    6

    God😐 خواسته زیادیه فیلم این صحنرو بخام🤭🤭🤭🤭🤭🤭🤭🤭نمی دونم چی بگم ناموسا😐 این ۱۰ ثانیه فوق العاده بودنش به کل یه رمان می ارزههههههه

    ۵ سال پیش
  • Hana

    7

    عررررررررر قالبممممممممم شروع شددددد جییییییییییییغ پینبپیمیپنیدینیدینیدینپینیپبوبوزو

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️