پارت شصت و سوم :



با غیض برگشت طرف دریا و چشم غره ای بهش رفت.
- تو هم با این نشیمنگاه ترک ورداشته و عشق بی سلیقه ات... باهاش صحبت کن بحث شماعی زاده رو نکنه!

دریا: علی جان، لطفا پیش این بحث شماعی زاده رو نکن!

علی نفسی عمیقی کشید و هیچی نگفت... خنده ام گرفت که هانا دید و چشم غره ای بهم رفت. ای خدا، روحم شاد شد.
***
«هانا»

با حرف حسام خنده ام گرفت و خندیدم... هنوز خنده ام تم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۶۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ❤گرگ دختر ❤

    6

    عشق قشنگه ولی موتقدم ادما به عشقشون نمیرسن یا اگه برسن زود ازش خسته میشن به نظرم دوست داشتن بهتره نمیخوام نظرمو ب کسی بقوبولونم فقط نظرمو گفتم ، من تو زندگیم غرور حرف اولو میزنه حتی اگه کسی رو برای

    ۵ سال پیش
  • ❤گرگ دختر ❤

    5

    ادامش ، حتی اگه برای داشتن طرف له له بزنم حاضر نمیشم غرورمو بشکنم والا بعد بیاد بگه من نمیخواستمت تو اومدی سراغم 😂😂 راجب این قسمت نویسنده جون پارت گذاریت کم شده ها من چند روز بمونم تو خماری 😂

    ۵ سال پیش
  • ناشناس

    3

    ولی من مخالفم وقتی عشق واقعی به وجود بیاد دیگه نمیره حتی اگه اون فرد گناهکار باشه البته فقط عشق واقعی امیدوارم یه روز همه ی عاشقا بهم برسن

    ۵ سال پیش
  • ❤گرگ دختر ❤

    1

    منم ک گفتم نمیخوام نظرمو به کسی بقوبولونم فقط نظرم بود ولی اینکه میگی عشق واقعی اره موافقم باهات 😊

    ۵ سال پیش
  • دلارام

    0

    آره اما اگه واقعا عشق واقعی باشه اما امروزه بیشتر عشقا یا از روی هوس هستن یا برای رسیدن به یه چیز دیگه اما خب عشق های واقعی هم وجود داره

    ۴ سال پیش
  • دلارام

    0

    دقیقا باهات موافقم عزیزم به نظر منم عشق شاید پایدار نمونه اما دوست داشتن تا ابد پایدار میمونه

    ۴ سال پیش
  • عشق خوندن

    1

    خیلی قشنگه واقعا با خوندنش خندیدم

    ۵ سال پیش
  • خسته دوران?

    0

    عالی

    ۵ سال پیش
  • ..

    3

    نه ها؟ نه!!!! نگه آره نه :////

    ۵ سال پیش
  • [P][A][R][N][I][A]

    4

    آمنه جون لطفا تند تند پارت گذاری کن... بخدا مارو میذاری تو خماری 😂😂😂 درسته فصل امتحاناته ولی ما رو هم درک کن 😐✨😂

    ۵ سال پیش
  • آمنه آبدار | نویسنده رمان

    برای عشق آمازونی تا آخرین پارت قرار داده شده تا هر روز وقت خودش بیاد. باقی رمان‌ها نامنظمن

    ۵ سال پیش
  • آمنه آبدار | نویسنده رمان

    عشق آمازونی چون پارسال تایپش تموم شده تا آخرین پارت توی برنامه قرار داده شده و هر روز یه پارتش منظم میاد. برنامه نامنظم برای رمانایی که تازه دارم تایپ می کنم. زرنیخ و رکوئیم زندگی.

    ۵ سال پیش
  • اخه یکی نیست

    9

    من نمیدونم کی این امتحان مثل دایناسور منقرض میشه؟؟ وا راستی نویسنده دانشجوعه؟؟

    ۵ سال پیش
  • ناشناس

    4

    واایییییی خداکنه منقرض بشههههههه

    ۵ سال پیش
  • فن امنه

    4

    وایی تا ۲ ساعت حدود۴۰ دقیقه دیگه پارت جدید میاد من تا اون موقع پودر میشم

    ۵ سال پیش
  • ...

    1

    خیلی خوب بود مرسی نویسنده

    ۵ سال پیش
  • ❤گرگ دختر ❤

    5

    هیییییییی اگه این یزدان و هانا بهم برسن من اسممو عوض میکنم البته اگه عوض کنن 😀 خدا وکیلی این هانا زده رو دست من از بی احساسی ، گمون نکنم بی احساس باشه ک اینجوری داره زجر میکشه فقط به من بگین این

    ۵ سال پیش
  • ❤گرگ دختر ❤

    2

    ادامه این چجوری میتونه طاقت بیاره و خودشو نبازه ؟:-)

    ۵ سال پیش
  • تعطیلم

    4

    کم بود😐

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    15

    قشنگ از این اطلاعیه آمنه جون معلومه که امتحاناتشون شروع شده😐😐😒هعییی روزگار این امتحان و کنکور و حذف کن الهی آمین یا رب العالمین به حق پنج تن عالی ابا و چهار ده معصوم و نمیدونم چند هزار ***😂آمین

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    8

    اون استیکره😒که اینطوره اشتب اومده .سازنده جون حالا که بحثش پیش اومد یه قسمت ویرایش نظر و بزار خیلی واجبه چیه مثل واتساپ نمیتونی پیامتو ویرایش کنی🙃

    ۵ سال پیش
  • فرشته

    8

    حالم از یزدان و هانا لهم مبخوره چقدر رو اعصابن اابته نویسنده قصد بی احترامی به شمارو ندارما

    ۵ سال پیش
  • یلدا

    8

    اما جدا از همه ی اینا باید بگم همه ی خوانندگان نظرات زیبایی رو باما به اشتراک گذاشتن(اوه چه لفظ قلم😂)درمورد عشق، ارزش خود رو حفظ کردن ودرمورد غرور گفتین خلاصه بگم با این پارت همه شاعر و فیلسوف شدین😂

    ۵ سال پیش
  • جانا

    11

    چه باحال بود این پارت❤ من تصمیم گرفتم تو زندگیم مث هانا زندگی کنم اولویت اولم همیشه(غرور) باشه اول غرورم و بعدش عشق به قول هانا کسی حق ردشدن ازخط قرمزمو نداره این رمان خعلی چیزا به من یاد

    ۵ سال پیش
  • //

    15

    الان هانا رو بیش تر دوس داری یا دریا رو؟ چون دریا *** بی غروره، از اون ور بوم افتاده، و هانا از این ور. والا هیچ کدوم تعادل ندارن به نظر من. عاقلشون فقط روشنکه

    ۵ سال پیش
  • Dayana

    17

    هانا از اونور بوم افتاده نیست قبول دارم که دریا زیادی خودشو خار میکنه ولی هانا واقعا حق داره. خیلی از این اخلاقش خوشم میاد که اولویتش خودشه و حاضر نیست حتی بخاطر عشقش هم از آرامش خودش بگذره

    ۵ سال پیش
  • Dayana

    12

    من خودم به شخصه خیلی چیزا به خودم بدهکارم که هیچ جوره جبران نمیشن انقدر خودمو بخاطر آرامش دیگران اذیت کردم که حد نداره.

    ۵ سال پیش
  • //

    6

    والا اینجانب خودمو در اولویت قرار دادم همیشه و هیچ پشیمونی ای ندارم پس تایید میکنم. فقط میگم به جای موش و گربه بازی صفحه پر کن حوصله سر بر، مثل دو تا ادم بالغ با هم حرف بزنن، یا کات کنن یا رل بزنن.

    ۵ سال پیش
  • ناشناس

    12

    موافقم ولی آدم عاشق که غرور حالیش نیست دقیقا مثل دریا البته دریا میشه گفت خیلی احساسیه ولی هانا هم یه روز وا میده

    ۵ سال پیش
  • Azadeh

    7

    آفرین من همیشه مثل هانا بودم یه دختر نباید بذاره با احساسش بازی بشه حرف های هانا خیلی خوب احساساتش رو بیان میکرد

    ۵ سال پیش
  • یلدا

    10

    چقدر زود نویسنده صدامو شنید و همون شخصیتی که گفتم رو فرستاد😂پسری که عاشق هانا باسه اما هانا اونو دوستش بدونه و یزدان بهش حسادت کنه و این دوتا باهم رقابت کنند😄😄😄😂😂😂😆😆😆😃😃😃😚😚😚

    ۵ سال پیش
  • مهرو

    6

    الهی یزدان فک کنم ب اشتباهش پی برده اگ واقعا این طور باش ایشالا بعد از ی خورده کش مکش و تلاش آشتی میکنن🤍🧡🤍

    ۵ سال پیش
کپی شد!