پارت پنجاه و نهم :
تا خواستم چیزی بگم یهو علی بی ادب زد رو ترمز و من به خودم اومدم و دیدم یه چیزایی عوض شده و صدای داد مامان بلند شد:
- اوا خاک بر سرم، دریا کجا رفتی؟
دستم رو تکیه گاهم کردم و بلند شدم که کله ام تو دیدرس مامان قرار گرفت.
- رفتم یه سری به عباس آقای بقال بزنم برگردم.
حرفم تموم نشده باز زد رو ترمز که کله ام خورد به صندلی اش و دوباره افتادم بی حال نالیدم:
- من دیگه نمی تونم،
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
یلدا
6ایا تنها من اینجوریم یا شماهم مثل من کرم دارید که شخصیت های پسر داستان رو اذیت و غیرتی کنیدشون😂😂😂😂😂🤔🤔🤔😂😂😂😂😂خدا شفام بده🤔🤔🤔🤔🤨🤨🤨🤨😂😂🙄🙄🙄🙄🙄😂😂دیوانه شدم رفت با اینا😂😂😂😂
۵ سال پیشZahra
19وای چرا انقد کم؟؟؟
۵ سال پیشfaezeh
3ای بابا. این علی بسی جدیست. >_< دیوانه خواهد شد:-)
۵ سال پیشDayana
13😂😂😂من که میدونم آخرشم این سه تا دیوونه یا علی رو سکته میدن یا مثل خوشون میکننش
۵ سال پیش❤گرگ دختر ❤
3وایی مامان از دست اینا😂😂😂😂
۵ سال پیشبهتوچه
11علی جان این تازه اولشه قرار بد تر از اینا بکشی و ببینی و بشنوی....برای شادی روح علی صلوات محمدی بفرست😑😑😐😐😐
۵ سال پیشبهتوچه
12نشیمنگاهش صاف شد😂😆معلوم نیس پارت بعدی چیه که از زبون علی شد😵😑🤗
۵ سال پیش..
10دیدیم دیدیم! :/
۵ سال پیشL.D
48میگم باز اون یزدان و هستیار خودشون هم منگلن مشکلی نیست این علی بدبخت با این حجم از جدیت افتاده گیر این سه تا بیچاره 😂😂😂
۵ سال پیشAzadeh
16واقعا باهات موافقم تعداد منگل ها زیاده علی هم باید همرنگ جماعت شه وگرنه تا بیاد به اخلاق این جماعت بی سانسور عادت کنه از شدت حرص و جوش بلایی سرش میاد
۵ سال پیشریاح
12خیلی هم عالی😂 نشیمنگاهش صاف شده!😂
۵ سال پیشمبینا
11😂😂وای خدا
۵ سال پیشغزاله
15واقعا .رمان طنزبه قشنگیش نخوندم .😘😁😁🤣🤣
۵ سال پیشM.t
22بمیرم برات ک اونجات صاف شد😂
۵ سال پیش.
29بی سانسور بگین😐😂
۵ سال پیشبه تو چه
32😂😂😂😂 چرا پارت ها کم شدن؟!
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

دلارام
0وااایییی خدااااااا مردم از خنده 🤣🤣 داشتم می خندیدم مامان و خواهرم یه جور نگان کردن که انگار دیوونه زنجیری دیدن🤧🤦🏻 ♀️ ولی عااااااااالیهههههه