پارت چهارده :
روز ها پی در پی گذشتن و روز موعد فرا رسید.
روزی که قرار بود کارنامه هامون بره رو سایت. شادابی قبلو نداشتم و بی حوصله نشسته بودم رو تختم. بهزاد لپ تاپ به دست رو صندلی پشت میز تحریرم بود و فرگل، فرشاد، روشی و بهراد هم دورش کرده بودن. بعد اتفاقایی که بین من و آراز افتاده بود حال روحیم به کل بهم ریخته بود. حتی بهزاد هم چندین بار دلیلشو پرسیده بود و برای اولین بار حرفیو از بهزاد مخفی کرده بود
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
0عالی بودددد
۱ سال پیشفاطمه
0خوب
۲ سال پیشژیلا
0عالی بود ممنون
۲ سال پیشرها
0عالی
۲ سال پیشحسین
0رمان جالبیه
۲ سال پیشنازی
0عالی
۳ سال پیشfarin
23الحق که آراز رفتارش باگراز شباهت داره😑
۶ سال پیشNafas
1این رمان خیلی قشنگتر از جلد اولشه از شخصیت رها خوشم میاد یه جورایی شبیه به خودمه😁
۶ سال پیشاهو
12رمان خوبیع ولی ای کاش آراز کچل نبود، اِنقدرهم بع این آراز بدبخت فوش ندین بلاخره خوب میشن با هم و اینکع چرابع رها چیزی درمورد مامانش نمیگن
۶ سال پیشاه اه فضولی کار بدیه
8اراز کچل به چیت مینازی برو خدا تو شکر کن رها اینقد باهات راه میزاریم پرو😑😏😶
۶ سال پیش؟
3عالی بود ممنونم از نویسندش ❤️
۶ سال پیشAtefe
8این پارت نسبت به بقیه کم تر بود ایشش واسه آراز مغرور و بی خواصیت😐😐 به نظرم رمان آخرین بوسه خیلی بهتر بود شخصیت اروش خیلی بهتر از رها بود ولی هم بازم خوبه❤️😍😐
۶ سال پیشستایش
10اراز همون کسیه ک رها ب دستاش قسم میخوره اس شاید شروینم عاشق رها بشه🤔😝
۶ سال پیش....
4سلام بهزاد با بهار نامزده یا با روشنک؟؟؟!!!
۶ سال پیشفاطمه
6سلام هنوز نامزد نیست با روشنک می خوار ازدواج کنه
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شیدا
0خیلی عالی ارزش خووندن و وقت گذاشتن رو واقعا داره. وای من فکنم ک آراز بخاطر شیرین موهاشو کچل کرده ک با شیرین همدردی کنه