پارت بیست و هفتم :

نگاه بهت‌زده و چشم‌های از حدقه بیرون زده‌ی اردشیر و شکور در هم گره خورده بود. نفس هیچ یک بالا نمی‌آمد و ناباور به یکدیگر خیره بودند. دست‌ها غرق در خون، رنگ‌ها به زردی آفتاب و عرق دانه دانه نشسته بر جبین هر دو... یکی از ترس و یکی از درد! تیر پهلوی شکور را دریده بود. اردشیر دست‌هایش را بالا برد و قدم به قدم عقب رفت. تفنگ هنوز میان دست‌های شکور بود و نفسش بریده بریده از سینه آزاد می‌شد. خون

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • دخی بابایی

    30

    بنظرم که پول وثروت خوشبختی نمیاره اینا همش حرفه اگه آدم عاشق باشه میتونه تو کاه دونم زندگی کنه ولی اگه عشق وشخصیت وجود نداشته باشه توی قصر م زندگی کنی به هیچ دردی نمیخوره

    ۳ سال پیش
  • ژهرا

    00

    نه عزیزم درسته آدم عاشق هیچی حالیش نیست ولی تو این دو ه زمونه اگه پول نباشه فقر کاری با آدم می کنه که از هر چی عشق عاشقیه حالت بهم بخوره پس اینو نگو پول مهم نیست چرا هست منم یه زمانی میگفتم عشق ولی 😔

    ۴ هفته پیش
  • ک

    50

    بنظر تون چراپدربزرگ جهانیاراین همه مشتاق واسه خوندن داستان شمیم این میون یچیزی هست🤔

    ۳ سال پیش
  • >>>

    12

    حالا خداییش جدی میگین؟ خیلی به شخصیت دخترا نمیخوره قانع باشن به وضع مالی کم. ولی شماها خیلی حرفای قشنگی میزنینا

    ۳ سال پیش
  • پروشات

    60

    یه حسی بهم میگه جیران با اردشیر ،شمیم و جهانیان باهم یه ربطی دارن

    ۳ سال پیش
  • //

    20

    یعنی میگی داستان رمان تو رمان واقعیه؟

    ۳ سال پیش
  • هیفاء

    40

    مگه همه چی پوله خب ماشین ساده وپایین شهر باشه مهم خوشبخت باشن کنارهم

    ۳ سال پیش
  • هلن

    34

    یه رمان مثبت ۱۸ معر۴ی کنید لطفاااااا

    ۳ سال پیش
  • .

    60

    جانم رمانای مثبت ۱۸ محتوایی جز گناه نداره

    ۳ سال پیش
  • نفسم

    91

    چرا پدر شمیم روشن فکر نیست..یعنی چی بچه پایین شهر وسرپرست خانواده..مگه اینا چشونه...اینا جربزه میخواد ک کار هر مردی نیس😏

    ۳ سال پیش
  • کلثوم

    30

    کاملاباهات موافقم ----👌

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    10

    رمان داری میری

    ۳ سال پیش
  • مهدیه

    216

    مثل همیشه عالی من با حرف بابای شمیم موافقم

    ۳ سال پیش
  • ---

    170

    اگه اینطوره و بخوایم طبق منطق ایرانیا جلو بریم، شمیم ام اوضاع خانوادش خوب نیست. بچه ی طلاق به خاطر خیانت و مامان به قتل رسیده، خیلی ها رو فراری میده. پس با مامان جهانیارم باید موافق باشی.

    ۳ سال پیش
  • حنا

    160

    به نظر من بخاطر موقعیت مالی نباید اینکار میکرد . مگه اون جهانیار خودش خواسته فقیر به دنیا بیاد؟.؟؟؟

    ۳ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.