پارت هجده :

لحظاتی بعد مقابل رستوران متوقف شدند. رستوران به نسبت خلوت بود و در محیطی آرام، موزیک بی‌کلام ملایمی پخش می‌شد. صندلی‌های چرم قرمز‌ رنگ که اطراف میز‌های مستطیل شکل چهارنفره چیده شده بودند. گوشه‌ای دنج و خلوت کنار یک آکواریوم را برای گفتگو انتخاب کردند و مقابل هم نشستند. فرهاد نگاهی به ساعت مچی‌اش انداخت و با نزدیک شدن به ساعت ملاقات، زمان زیادی برای صحبت نداشت. ترجیح داد زودتر سر صحØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • ایدا

    1

    رمان خیلی گُنگه

    ۵ سال پیش
  • پنیر پیتزا

    9

    به نظر من قاتل پدر مادر ریما همون کسیِ که دلارام رو کشته و این که دلارام هم مثل برادرش شهرام پلیس بوده و روی اون پرونده ای که دست پدر ریما بوده کار می کرده. قاتل هم اون رو کشته بعدش پرونده رو دزدیده

    ۵ سال پیش
  • فری

    10

    نمیدونم چرا حس میکنم دلارام هم به قتل پدر مادر امیر علی ربط داره یا خیانت دلارام به فرهاد این دوتا بهم ربطی دارن

    ۵ سال پیش
  • بهار

    8

    ولی امیدوارم فرهاد و ریما بهم برسن و دختر کوچیکه ی فرهاد با امیرعلی ازدواج کنه😊

    ۵ سال پیش
  • زهراقنبری

    13

    عالی بودبه نظرم داره پلیسی میشه رمانت قلمت پایدار

    ۵ سال پیش
  • ---

    19

    به نظر نمیاد جریان یه خیانت ساده بوده باشه.

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️