پارت چهل و سوم :
- نمی دونم هانا، خیلی کلافه ام... بیا مثل اون روزا باشیم... اصلا می خوای حرف بارم کن، تیکه بنداز، مدام اخم کن، فقط پیشم باش! هستی آروم میشم، راضی ام به اینکه اصلا باهام حرف نزنی، ولی باشی!
روم رو طرف دیگه کردم و قطره اشکی که روی گونه ام بود رو پاک کردم.
- آروم بشی بری پیش دلارام؟ می دونی یزدان، وقتی پیشتم حس می کنم فقط داری از بودنم سواستفاده می کنی تا دلارام رو مال خودت کنی...
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
پاییز
0به نظرم رمان فوق العاده آیه من خودم رمان مینویسم و عاشق رمان شما شدم
۵ سال پیشZahra
3خدایا ب من ی پولی بده ب دریا ی عقلی😂
۵ سال پیش❤گرگ دختر❤
9هی دلم گرفت بابا شادش کن امنه جون 😕 وایی ازدست این دریا گمونم اخرش این علی میکشتش😁
۵ سال پیشDayana
12وااای عالی بود 😂😂😂دریا خیلی دیوونس
۵ سال پیشمظفرالدینشاه
13هسنطمسنشحطتسجزنجی! چی به سر این رمان سرا اومده! هی داره بروزرسانی می شه!
۵ سال پیشنانی
9عررررر چرا قسمت آنلاین نییییس
۵ سال پیش?•-•فندق کوشولو
21آخ دریاااااا دریاااااا علی فقط تو رو نکشه من یک جعبه به کل محل میدم😹😹 راستی میگم چرا بروز کردم قسمت رمان آنلاین دیگه نیس=/ من از قسمت آخرین نظرات اومدم:|💔🤌🏻
۵ سال پیشفرشته
16من به شخصه عاشق دریا م 😂😂😂😂
۵ سال پیشفرفری
12عر چرا برنامه اینجوری شده
۵ سال پیشMina
19خیلی خیلی چرت شده برنامه😐💔
۵ سال پیش???
13باااو آدم یکی مثل دریا رفیقش باشه غم نداره
۵ سال پیشبه تو چه?
9چرا رمان سرا اینطوری شده چراااااااا
۵ سال پیشرائیتی
16عشقتون پایدار دریا جان😂
۵ سال پیشحنا
17چرا دیگه مثل قبل پرهیجان و طنز نی؟
۵ سال پیش//
15چون افتادیم تو کلیشه ی عشق و عاشقی .... تا اخر رمان اشک و اهه بعدم همه عاشق هم میشن، خلاص میشه.
۵ سال پیش---
22حالا نه به دریا که انقدر آویزون و بندال و بدبخته نه به هانا که انقد خودداره اصلا هیچی نمیگه به یزدان.
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شقایق
1وای وای داستان خیلی داره جالب می شه عالی