پارت چهل و دوم :
دلم دعوا می خواست، اما تو شان من نبود، دلم فرار می خواست اما تو مرام من نبود! خلاصه من مانده بودم و نگاهی که بین دلارام و آن در زیبا که به من چشمک می زد، در گردش بود.
بی حرف و زود رفتم روی صندلی نشستم... دلارام جلو اومد و کلاهم رو برداشت. دستی به شالم کشید و دهنش رو کنار گوشم آورد.
- خوب هانا خانوم می خندیدی شما؟
خودم رو نباختم، من می تونستم ولی کاش دریا هم بود! دستم رو جلو بردم،
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۰۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
شقایق
0این قسمتم مثل بقیه ی قسمت ها جالب بود مخصوصا اون جایی که یزدان و هانا باهم حرف می زدن
۱ سال پیشاسینا
0عالیه😄
۳ سال پیشمهدیه
4اگه زنه مامان هانا باشه 🤩عالی میشه از یزدو بی نهایت متنفرم لیاقت هانا خیلی بیشتره خدا کنه یک پسر بسی جذاب بیاد
۵ سال پیشZahra
1یاخدا بگه دوسش دارممم. عزیزان چرا اینجوری حرف میزنین؟؟ بابا هانا رلش نبوده خو.
۵ سال پیشزهراففففف
6ولی من فکر کنم زنه دریا باشه
۵ سال پیشDayana
30بچه ها بیاین یه اکیپ بشیم بریم یزدانو بکشیم 🗡 آخه پسره خره بیشعور تو خجالت نمیکشی منو بگو که همش میگفتم نه بابا امکان نداره یزدان برگرده سمت دلارام احتمالا دلارام یه نقشه کشیده و کشوندش تو اون رستورا
۵ سال پیش❤گرگ دختر❤
7موافقم خدایی پسره گوربه گور شده هانارو ول کرده چسبیده به اون اختاپوس 😤😤
۵ سال پیشنازنین
7والا به قرآن بریم هم به یزدان یخ درس حسابی بدیم هم دلارام تیکه *** کنیم فقط بگین کی و ساعت چند؟ من پایم😈😈
۵ سال پیشAzadeh
14نکنه واسه زن رئیس قبیله مامان هانا رو بیارن خیلی باحال میشه
۵ سال پیشغزاله
7سلام رمان خیلی قشنگیه .بنظرمن عکس دلارام روعکس یه دخترآرایش کرده باصورتی که عمل زیبایی کرده بزاریدتابیشتربهش بخوره .ممنون
۵ سال پیشدلارام
17هق فکنم اینجا شوک به هنا ویزدان وارد بشع نمیدونم هاا فکنم زنی که قراره بیاد فرد خاصی هست. عالی بود سپاسسس فراوان بوس به کلت نویسند جون
۵ سال پیش❤گرگ دختر❤
4بشدت باهات موافقم👍
۵ سال پیشHany
8ای یزداااان الهی خدا نصفت کنه پسره ی بوووق
۵ سال پیش❤گرگ دختر❤
4سانسورنکن خواهرم راحت باش 😂😂
۵ سال پیشآیلی
5بچع ها شما نگران نباشید اول و آخر هانا و یزدان بهم میرسن🤣
۵ سال پیشچشانا
31یزدان بیشعور کثافت انگل جامعه مفید فی الارض پس دلارام و پس نزدی بیشعوررررر😤😤😤😤😤😤😤😤حیف هانا اصلا تو لیاقت هانا رو نداری😒😒(حالا من چقد جدی گرفتم انگار واقعی🔫😓)
۵ سال پیشان
7انگل جامعه مفید فی الارض هعییییی😂😂😂
۵ سال پیشfffff
9خاک بر سرت یزدان خیلی خری ک رفتی با اون اختاپوس😐👎
۵ سال پیش---
8یجوری طلبکارین انگا هانا دوست دخترش بوده و یزدان بش خیانت کرده. بابا دوست بودن.
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شقایق
0این قسمتم مثل بقیه ی قسمت ها جالب بود مخصوصا اون جایی که یزدان و هانا باهم حرف می زدن