پارت سی و نهم :
با صدای دریا به خودم اومدم و دیدم که صورتم خیسه! من به خودم قول داده بودم که گریه نکنم، نباید اینطوری می شد. دستی روی شونه ام نشست.
- می دونم سخته هانا، ولی تورو خوب می شناسم، می دونم به این آسونیا نمی بازی... گریه نکن خواهر خوشکلم!
سرم رو از زیر بالشت درآوردم و با چشمای اشکی به دریا نگاه کردم. چشماش غمگین بودن... با بغض گفتم:
- بذار امشبو گریه کنم، قول میدم آخرین گریه ام باشه...
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
دلبر ترشیده
12نه ایول حال کردم😂😂😂هانا چه خوب جواب دلارام اختاپوس رو دادی 😂😂خوشمان آمد😂👏👏👏
۵ سال پیش❤گرگ دختر❤
2اره خدایی منم حال کردم👍
۵ سال پیشفاطمه
9فک کنین از پارت به بعد رمان VIPبشه چه زدحالی میخوریما 😂😂😂😂😂البته ایشلا که نمیشه همین رایگانه
۵ سال پیشAna
9اگر خدا بخواهد به خواست خدا رسیدیم به اونجایی رسیدیم که تموم شد😂💔💃🏻
۵ سال پیش?•-•فندق کوشولو
21ووویییییییییی رسیدیم رسیدیم کاشکی زودتر میرسیدیم تو راه بودیم خوش بودیم سوار لاک پشت بودیم=/🤌🏻 و به اطلاعتون برسونم که من رو دریا و مامان هانا کراشم لامذهب😹🤌🏻
۵ سال پیشZahra
5هانا فازت چیه؟ هعی فاز برداشتی منو اساب بازی کردن هعی اسباب بازی دوس دخترش نبودی ک😐 عجبا
۵ سال پیش---
7والا من نمیفهمم این هانا طلبکار چیه دقیقا. دوس دخترش نبود که، رفیق بودن. هی فاز اسباب بازی بودن برداشته و میخواد تلافی کنه. دهن دلارامو میتونه سرویس کنه با اون مشکلی ندارم
۵ سال پیشآرام
5جواب هانا عالی بود بسی کیف کردم🤭
۵ سال پیشآنـــــــــاهیتا
21دقیقا اینجا همون جاییه ک رمانو فروشیش کردی 😂😂😂😂😂😂😂پارت بعدی ادامه ی رمانه ک نخوندیم
۵ سال پیشدلارام
2عالی بووودد😂😂😂😂کاش یه پارت دیگم بود
۵ سال پیشریاح
4وری وری نایس😍😅
۵ سال پیشدریا
4وووویییی خیلی باحال بود🤣😂❤
۵ سال پیشمبینا
10😂آفرین هانا
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شقایق
0وای وای دلم آروم گرفت دستت دردنکنه آمنه خانوم دلارام خیلی خوب ذایه شد