پارت هجده :

دستم و اروم گرفت۔۔۔
برقای اتاق خاموش شده بودن و پنجره بخار کرده بود‌۔
نفسام یکی در میون شدن۔حس میکردم بدنم منقبض شده از ترس رو به سکته بودم۔
لال شده نگاهش میکردم
حس میکردم سردم شده دستاش یخ بود۔
لرزم گرفته بود فکم میلرزید۔
کمرم و بیشتر به کمد فشردم۔
بهم چسبید۔
دستمال کاغذی از دستم افتاد۔
مچ دستم و محکم گرفت و بالا برد۔
انگشت کوچیکم و به سمت دهنش برØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • شیوا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • الهه

    0

    وای رمانات عالین این بار چهارمه که کل رماناتو دوباره میخونم

    ۲ سال پیش
  • N

    1

    عالی

    ۳ سال پیش
  • استلاااااا

    0

    بی نظیرعههههه

    ۳ سال پیش
  • آیدا

    4

    خیلیییی عالیه تا اینجاشششش رو پسر هودی پوشه کراشم😂😂😂

    ۳ سال پیش
  • فری

    1

    ع اول فک کردن ارونع چجوری اومد تو خونع پس کدی کوش

    ۵ سال پیش
  • Mahya

    3

    الان شخصیت مرد داستان کیه دقیقا یعنی رونیا عاشق کی میشه 🤔🤔؟؟

    ۵ سال پیش
  • تیام

    32

    امیدوارم در اخر یع پسر بع پولداری فریاد بع بامعرفتی امیر بع جذابی میلاد بع خفنی مهراب بع باهوشی ایوار (با سردین)و بع چسخولی ارکا گیرت بیاد خلاصع کع خواستم بگم همع رماناتو خوندم (کلاهداران و حکم کن )

    ۵ سال پیش
  • نازی

    9

    مهراب داخل کدوم رمان بود؟ توروخدا بگو از کجا پیداش کنم بخونم؟ 🥺♥️

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    0

    مهراب شخصیت رمان باهم در پاریس هستش ک رفته برا چاپ

    ۵ سال پیش
  • Mahya

    0

    با هم در پاریس رفته برای چاپ البته تو گوگل هم نسخه رایگانش هست میتونی بری دان کنی😉

    ۵ سال پیش
  • بلوط

    4

    و البته به شوخ بودن مهام و آرشام به سگ اخلاق بودن رایان و راشا به خونسردی دانیال(کلاهداران)به عاشق بودن راستین(حکم کن)رو هم اضافه کن

    ۵ سال پیش
  • مبینا

    8

    طالع دریا و مهراب هم در طالع دریا مرحان جون تولدت مبارکک

    ۵ سال پیش
  • سامان

    8

    مهراب تو با هم در پاریسه

    ۵ سال پیش
  • ..

    0

    مرجان جان رمانات عالین قلمت محشره از وقتی رمانات و میخونم دیگ هیچ رمانی برام ب جز رمانات جذابیت نداره تیمارستانی ها.دختر بد پسر بدتر.طالع دریا. حکم کن.پانتومیم.زندگی سیگاری.انتقام ابی.خیمه.کلاهداران

    ۵ سال پیش
  • hichkas

    17

    شخصیت جذاب داستانم مشخص شد،هاردین :)

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    0

    هاردین کجای داستان بود🙄من که هاردین نامی یادم نمیاد

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    8

    عزیزم هاردین پسر کوچیکه شاه بود واون عزیزی که گفت پس چرا خون آشام نشد اگه گرگ و میش و دیده باشی در صورتی خون آشام میشد که سمشو وارد بدنش کنه الان فقط خونشو مکید

    ۵ سال پیش
  • ساغر

    18

    فک کنم سومین محافظ سامه چون گفته بود س.. ادامشو نگفت و الان که با سام داره میره کدی نیست و انگار خیالش از بابتش جمع شده که تنهاش کذاشته

    ۵ سال پیش
  • سوزان

    9

    وووی این رمان عالییییه

    ۵ سال پیش
  • پارمیدا

    27

    بچه ها دقت کردین این رمان چقدر کراش داره هاردین تیام سام کدی ارون البته تمام رمانای مرجان کراش زیاد دارن

    ۵ سال پیش
  • مهدیه

    6

    ممنون واسه رمان خیلی خوبی که نوشتین 🙏😊

    ۵ سال پیش
  • Hana

    9

    اگه میشه پارت رمان طولانی یا پارت جدید زود بزارین اینطوری باید یه هفته صبر کنیم و خیلی سخته من مشتاقم که پارت جدید سریع بیاد

    ۵ سال پیش
  • عاطفه

    6

    عالیییییی

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️