پارت سی و دوم :

موبایلمم زنگ خورد و زهرا خانوم پشت خط بود. 
_الو ...
زجه می زدو می گفت:
-بیاین که کامیار از دستم رفت ...
مات شدم و برای بی کسی خودم گریه کردم. پشت در اتاق رفتم و گفتم:
-کاوه دیگه برادر ندارم، کامیار واسه همیشه رفت من دیگه هیشکیو ندارم و زجه زدم از خونه بیرون رفت و تا صبح برنگشت. اما من تا خود صبح اشک ریختم تا قوی باشم تا بتونم از همه مراقبت کنم درد نباشم و همدرد باشم. کامیار بیچارۀ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • دخترک جذاب

    0

    واییییی چی شد چی بود کی بود واییییییی کامیارم رفت

    ۵ سال پیش
  • ...

    4

    چرااین قدر پارتش کوتاه 😭😭یعنی اینی که دسمال روی دماغ الی گذاشت یا عاطفه بود که از شرش راحت بشه تا به کاوه برسه یا همون امیییییییییر

    ۵ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    اخه من دورتون بگردم انقدر نگرانین⁦❤️⁩

    ۵ سال پیش
  • (،)(ویرگول)

    1

    مامان ی هفته نبودم چیا که نشده تو رو خدا پارتا رو بیشتر کن فاطمه جون😭💖

    ۵ سال پیش
  • (‌،)(ویرگول)

    1

    بعدشم این رمان تموم شد حق نداری بری حاجی حاجی مکه 😑 بی تر ادب عاشقتم😻♥

    ۵ سال پیش
  • فاطمه سیاوشی | نویسنده رمان

    منم عاشقتم ⁦❤️⁩چشم رمان بعدیم تو راهه تا یکی دوهفته دیگه انشالله میزارم داخل برنامه 💖پیج اینسامو حتما فالو کنید

    ۵ سال پیش
  • ح

    7

    چرا پارتش انقدر کوتاه هست تورا خدا زیاد بزارین اخر امیر اون عاطفه کارشون کردن المیرارو دزدین بی چار کامیار مرداگر بود کسی نمیتونست به المیرا کاری کنه چون همش پشتش بود

    ۵ سال پیش
  • تی تی

    6

    🥺🥺خیلی سخته ادم کسیو که پشتشه از دست بده

    ۵ سال پیش
  • سیتا

    4

    شاید هم کار کامیار بود نمرده پلیس هست تا بخواد امیر دستگیر کنه باباش خلافکار بود شاید کاوه هم پلیس باشه برای نجات جونش از دست امیر عاطفه میخوان ببرمش یه جای امن

    ۵ سال پیش
  • تنها

    4

    خدا کنه پایانش خوش باشه هم واسه کامیار هم واسه المیرا

    ۵ سال پیش
  • زینب

    4

    من که بهتون گفتم عاطفه کاری می کنه که کاوه المیراروتنهابزاره امااین وسط معلوم نیست عاطف المیرارودزدیده یاامیرشایدم کاوه باشه

    ۵ سال پیش
  • .....

    3

    هیییععع امیر دزدیدش 😵

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️