پارت بیست و هفتم :

دوروزی بود که ویلا بودیم و از عشق سرمست انگار فقط او بود و من، خوشبختی چه رنگ قشنگی است اون هم ازنوع عشق...بعد از دوروز به خانه برگشتیم و مهمانی ها شروع شد. هر سری خونه یکی از اقوامش بودیم و آخر سر هم  خونه زهرا خانوم...هدیه ای که برایش خریده بودم را تقدیمش کردم و گفت:
-دخترم این

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت المیرا در رمان ماه قلب من اثر فاطمه سیاوشی شخصیت المیرا در رمان ماه قلب من اثر فاطمه سیاوشی شخصیت المیرا در رمان ماه قلب من اثر فاطمه سیاوشی شخصیت کامیار در رمان ماه قلب من اثر فاطمه سیاوشی شخصیت کامیار در رمان ماه قلب من اثر فاطمه سیاوشی

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید

توجه کنید : نظر شما نمیتواند کمتر از 10 کاراکتر باشد.
برای اینکه بتونیم بهتر متوجه نظرتون بشیم، لطفا به این سوالات پاسخ بدید:

  • کدام بخش از رمان رو بیشتر دوست داشتید؟
  • کدام شخصیت رو بیشتر دوست داشتید و چرا؟
  • به بقیه خواننده‌ها چه پیشنهادی می‌کنید؟

به عنوان یک رمان خوان حرفه‌ای با پاسخ به این سوالات، به ما و سایر خوانندگان کمک می‌کنید تا دیدگاه کامل‌تری از رمان داشته باشیم.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فری

    31

    من فک میکنم دوست کاوه تو دبی همون امیر وقتی همو ببین میفهمن امیر چون عاشق المیرا شد به کاوه همه چیو میگه

    ۳ سال پیش
  • زینب

    32

    کامیارمریضه.به احتمال زیادکاوه المیراروترک کنه بازم باامیرازدواج کنه

    ۳ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.