ماه قلب من به قلم فاطمه سیاوشی
پارت بیست و ششم :
_عروس خانوم وکیلم شما رو با مهریه ۱۲۰ شاخه گل رز و اینه و شمعدان به عقد دائم آقای کاوه رستگار در بیاورم؟
این بار سوم بود که عاقد ختبه رو می خواند.
کامیار گفت:
-عروس زیر لفظی می خواهد ...
که زهرا خانوم چشم غره ای رفت و بهش آروم گفت:
-اینو باید کیمیا می گفت نخود آش
لبخندی زدم که زهرا خانوم سمتم اومد و سرویس زیبایی بهم هدیه داد.
تشکری که دوباره عاقد پرسید:
-عروس خانو
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه
4یعنی شک نکنین اون دوست کاوه که لباس عروسو از دبی فرستاده امیره تهشم میاد اینو میبینه و کاوه همه چیو درباره گذشتش میفهمه و ولش میکنه
۵ سال پیشزینب
2به احتمال زیادکسی که لباس عروسه خریده امیره آخی اگه امیربیادایران خونه کاوه المیرارومی بینه کل زنگی المیراروبه کاوه میگه
۵ سال پیشهیفاء
5نکنه دوست کاوه که مال دبیه همون امیره
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

دخی آروم??
2یه حسی بهم میگه زندگی کاوه المیرا بهم می ریزه😭نه که من آینده رو میبینم😂😂😂