از خود رانده به قلم سنا فرخی
پارت دوازده :
تمام اعضای خانواده گرد هم بودند. راضیه فنجان چای رهام را پر کرد و مقابلش گذاشت؛ رومینا را کمی در آغوشش جابهجا کرد و روی صندلی نشست.
رکسانای به ظاهر مانند هرروز، صبح بخیری گفت و در جایش نشست. جاوید، جرعهی چایش را فرو برد و با لبخند لب باز کرد:
- سلام دخترم صبحت بخیر!
مادر رومینا را روی زمین گذاشت و اجازه داد با چهار دست و پای کوچکش، ماجراجویی کند.
- صبح بخیر عزیزم!
لبخندی ز
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۷۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
ستی
4یعنی بچش سقط شد ؟
۵ سال پیش؟؟
8آخ که آدم نمیدونه دلش بحال کدوم بسوزه😔
۵ سال پیشنیایش
8هیچی رو نمیتونم حدس بزنم که بعدش چی میشه فقط امیدوارم همشون تو پایان داستان شاد باشن
۵ سال پیشزینب
5هنوزمعلوم نیست بچه سقط شده باشه پنجاه پنجاه هست .تاقسمت بعدی
۵ سال پیش---
5اخیش سقط شد عجب خوش شانس بود فقط خداکنه شادی به کسی خبر نده
۵ سال پیشم
2نویسند کاش هر روز پارت بزاری خواهش😘😘😘
۵ سال پیشم
6فکر کنم زودبرسن بیمارستان بچه نجات پیدا کنه همه چیز خانوادش بفهمن وکیان خبر بدن باید عقد کنن ،،یا اول به کیان خبر میدن اون از اتفاق ناراحت میشه زودتر برای ازدواج پیگیره و بخاطر جون بچه عقد میکنه
۵ سال پیشمریم
15احتمالا بچه سقط شد. از طرفی هم خوب شد چون حتی اگه ب دنیا هم می اومد آینده ای در انتظارش نبود💔🤷 ♀️
۵ سال پیشfm
17بچه سقط شد:/ امیدوارم رکسانا با شنیدن اینکه کیان زن دارع بیخیالش بشه یا عاشق یکی دیگ شه چون هستی خیلی گناه دارع همینجوری ام خونه عمه شوهرش زندگی میکنه!💔😕 کاش هر روز پارت میزاشتید من عاشق این رمانم😢
۵ سال پیشساره
15بچه ی کیان و رکسانا حروم زادست دیگه ولی خب سقط شد بهتر
۵ سال پیشرائیتی
17بچه چه تقصیری داره؟😑ولی موقیت بدیه به داشتن یا نداشتن تقصیر بچه فکرنمیشه😐
۵ سال پیشنرگس
10خب بچه که سقط شد خودش نه گردن باباشه نه مامانش این قضیه حله حالا میمونه مامان بابای دختره با دخترشون
۵ سال پیش..
12بچه که سقط شد
۵ سال پیشسمیرا
20اگه خودش سقط بشه بهتر از اینه که یه مادر قاتل فرزندش باشه وبخواد اونو بکشه.با عرض پوزش تو نظریه های قبلی دوستان راحت در مورد سقط بچه حرف میزدن انگار نه انگار که اونم یه موجود زنده هست
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ماهلین
5بمیرم برای رکسانا فک کنم بچش سقط شد