پارت شصت و ششم :
گیج از این شیطنتهاش دنبالش راه افتادم که فورا تاپ دو بندهی مشکیاش رو با یه تیشرت طوسی عوض کرد و درحالی که میخواست شلوارشم عوض کنه گفت: تو هم یه چیزی بپوش زود بریم!
تا دستش به کش شلوارکش رفت، سریع روم رو برگردوندم و به گلهای روی کاغذ دیواری نگاه کردم که با نوچ نوچی "اسکولی" نثارم کرد و شلوار پوشیده خواست از اتاق بیرون بره که فورا جلوش رو گرفتم و داد زدم: کجا؟
ترسیده Ø
لطفا صبر کنید...
