پارت نهم :

روی مبل خانه سام نشستم. به آبمیوه جلوی دستم خیره شدم. 

_الی ...

_بله.

_ناهار خوردی ...

پوزخندی زدم و نگاش کردم.

-چقدر درمونده شدی.

_می دونی به خاطر تو چیا کشیدم باندای دور انگشتمو باز کردم و با نفرت زل زدم تو چشاشو ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!