ماه قلب من به قلم فاطمه سیاوشی
پارت چهارم :
صبح زود مدارکامو برداشتم و به خونۀ سام رفتم دقیق ساعت ۸ جلوی خونش بودم. باهاش تماس گرفتم و اطلاع دادم که پایین وایسادم. بعد از پنج دقیقه معطلی با ماشینش اومد بیرون و کنارپام توقف کرد.
_الی بیا سوار شو
در جلوی ماشینو باز کردم و کنارش نشس ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

Maryam alghasi
1دلم میخواد بدونم آخر داستان چی میییشه. خیلی جالبه،یعنی با امیر ازدولج میکنه 🥺