پارت صد و سی و چهارم :

نیشخند روی اعصابی زد. 
- نقشه‌تون هوشمندانه بود! بدون خبر به بقیه‌ی نیروها، نقشه‌ی حمله بکشید و فکر کنید من نمی‌فهمم. 
دندون‌هام رو به هم ساییدم. 
- خفه شو احمق! هرچی که هست، الان تو رو به روی مایی و راهی جز تسلیم شدن نداری! 
از جاش بلند شد. قدش زیاد بلند نبود اما هیکل جذابی داشت. مژه‌های بلندش با پلکش بالا پایین شدن. چهره‌ش فریبکار بود! 
اسلحه‌ش رو سمتم گرفت و روی راه با

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تیسراتیل

    7

    مگه قراره کیانا چندتا ماموریت بره😕این رمان فقط ماموریت های کیانارو روایت میکنه یا چی/نویسنده دیگه اینقد کشش نده لطفابایه اتفاق هیجان انگیز تمومش کن، اون قضیه نگاهی ک رایان به کیانا داره روشن کنید!

    ۵ سال پیش
  • رویا

    9

    خیلی داره نویسنده داره طولش میده

    ۵ سال پیش
  • رماننننن

    6

    یعنی نفوذی رو بیخیال شدن

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!