پارت صد و سی و پنجم :

تشکری کردم که ادامه داد: 
- به دلیل شوقت برای ماموریت و پیچیدگی‌ای که توی پرونده‌ی قبلی پیش اومد، مجبور شدم، تاکید می‌کنم مجبور شدم این پرونده رو بهتون بسپارم! 
لبم رو گزیدم که نخندم.
- امروز هم جاسوس یلدا دستگیر شد! ادامه‌ی پرونده به عهده‌ی شما نیست. از عملکرد خوبتون هم متشکرم! 
نفس عمیقی کشیدم و لبخند زدم. دیدن این که موفق شدی و تونستی همه چیز رو درست کنی، حس خوبی میده! 

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۷۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هلنا

    1

    واقعا زیبا بود کاش ادامه ی این ماموریت رو هم بنویسید❤️ 🔥🥹🤌

    ۲ سال پیش
  • ¿¡♡

    1

    عالی بود واقن و خیل پر ماجرا و جذاب.و واقن طوری بود وقتی تموم شد حس کردم دلم تنگ میشع برا کاراکترها. درکل مرسی بابت قلم عالیت

    ۴ سال پیش
  • نسترن

    3

    یادتونه کیانادلش میخواست مثل ماه بدرخشه و بهش بگن ماه؟ بالاخره یک نفر بهش گفت اونم کی؟ کارن که عشقشه و چه کسی بهتر از کارن اوه اوه جوگرفتم احساسی شدم ولی به خاطر تموم شدنش ناراحتمخیلی ناراحت😭😭

    ۴ سال پیش
  • معصومه

    10

    سلام و یه خسته نباشید به شما نویسنده عزیز که وقت گذاشتی واقعا ولی قلمت،رمانت همه و همه عالی بود بازم تشکر میکنم♥️😘

    ۵ سال پیش
  • گلی

    4

    فکر نمی کردم پایان رمان این بشه و خیلی زودتموم شد

    ۵ سال پیش
  • دریا

    6

    رمان خیلی خوبی بود دلمون برای شخصیت ها تنگ میشه

    ۵ سال پیش
  • (،)(ویرگول)

    7

    چرا تموم شد 😵💔 فوق العاده بود😃💖

    ۵ سال پیش
  • #_تیسراتیل

    11

    ولی اخرش نفهمیدم فاطمه و یلدا و فرهاد چکاره بودن و ازطرف کی و چرا کیانارو گروگان گرفتن/:در ضمن رمان جای بهتر شدن داره و ممنون از نویسنده گل بابت این رمان خوب به امید موفیقت های بیشتر🙂💕.

    ۵ سال پیش
  • مبینا حاج سعید | نویسنده رمان

    اون سه نفر از یه باند دیگه بودن که ادامه‌ی ماموریت به عهده‌ی کسای دیگه‌ایه. ممنونم

    ۵ سال پیش
  • مریم

    6

    سلام مبینا جون نمیشه رمان فصل دوم داشته باشه🤔

    ۵ سال پیش
  • ساحل نشین

    5

    بسیار بسیار عالی ممنون از نویسنده عزیز

    ۵ سال پیش
  • ....؟....

    9

    رمان عالیییییی هستش فقط دلیل کیانا واسه اینکه رایان مثل برادرش قانع کننده نبود ولی در کل محشرهههه

    ۵ سال پیش
  • شانلی

    8

    خسته نباشی نویسنده جان عالی بود رمانت😘😘😘ممنون بابت رمان به این قشنگی

    ۵ سال پیش
  • دلسا

    7

    خسته نباشی نویسنده جون بابت این رمان قشنگت .اصلا دلم نمیخواست تموم بشه *اما بازم ممنون🥰🥰🥰🥰

    ۵ سال پیش
  • رماننننن

    5

    عالی عالی بود 😍😍 ببخشید من یکم گیج شدم راحیل و سارا کی بودند؟؟

    ۵ سال پیش
  • تیسراتیل

    6

    #ج رمان: سارا و راحیل دوستای صمیمی کیانا بودن که سارا بعد از مرگ ساختگی کیانا بی معرفتی میکنه وفراموششون میکنه.

    ۵ سال پیش
  • یاس

    5

    عالی بود

    ۵ سال پیش
  • رضوان

    7

    خیلی قشنگ بود ناراحت شدم تموم شد

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!