رکوئیم زندگی به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت چهارم :
ماشین را مقابل در خانهمان متوقف کرد؛ باز هم نگاهش نکردم و نگاه دزدیدم. چرخیده بود و داشت نگاهم میکرد. سنگینی نگاهش به طرز فجیعی روی بدتر کردن حالم تاثیر داشت.
در ماشین را باز کردم و پای راستم را بیرون گذاشتم که صدایم کرد.
- سروه.
صدایش حالت خاصی نداشت؛ نه با غم و پشیمØپارتگذاری رمان به اتمام رسیده است و به علت ویرایش تا زمان اتمام ویرایش دیگر امکان مطالعه آن را ندارید.
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آتنا
3سلام، رمانتون واقعا عالیه، تا اینحا که خوندم خیلی خوشم اومد، فقط اگه میشه عکس شخصیت عرشیا را عوض کنین،، دیگه همه چی عالیه 👌
۵ سال پیشماریا
5عر هر چی بیشتر رمانو میخونم پی میبرم ک شخصیت سروه مث منه😐منم دقیقا مث سروه رفتار میکنم و همه بهم میگن تو احساس نداری و خنثی هستی ک گریه نمیکنی ولی نمیدونن تو خلوتم چجوریم. 🤐💔
۵ سال پیشمهدیه
12دم سروه گرم واقعا قویه😍🤩
۵ سال پیشنگین
35منم از عکس پسره خوشم نمیاد لطفا اگر میشه تا اول رمان هست عوضش کنید
۵ سال پیشستیا
13منم خوشم نمیاد
۵ سال پیشنیوشا
12عاااااالییییییییی بود واقعا خوشمان امد
۵ سال پیشRosha
35اوه مای پشم سروه چق کراشع شخصیتش!
۵ سال پیش،
46لطفا عکس پسره رو عوض کنید بهش نمیخوره سرد باشه بیشتر میخوره مهربون باشه
۵ سال پیش---
44چه دختر منطقی
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Aynaz
2شخصیت سروه رو دوست دارم