پارت بیست و ششم :

درحالی ک دست چپم و رو سرم گذاشته بودم و با دست راستم خودکار و بین انگشتام میچرخوندم به سوال اخر خیره بودم۔
جوابش و یادم نمیومد۔۔۔
هر چه قدر مغزم فشار میاوردم یادم نمیومد۔
استاد دست به جیب بین ردیف صندلی ها اروم حرکت میکرد۔
دستمال کاغذی مقابلم قرار گرفت۔
سر بلند کردم و ب استادم نگاه کردم۔
متعجب به دستمال زل زدم۔
-خون دماغ کردی۔
با تعجب انگشت سبابم و زیر بینیم گذ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان به طعم خون رمان به طعم خون

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • الهه

    00

    ای جان

    ۱۲ ماه پیش
  • سوفی

    00

    ای کره ای جوون چشم طلایی اومدم نمیشه رونی جون به من قرض بدی🤤🤤🤤

    ۳ سال پیش
  • MehrAna

    60

    رو کدی کراش زدم 😂😂😍 عالی دمت جیززززز مرجااااااااان ❤

    ۴ سال پیش
  • سایا

    70

    وای خدا مث همیشه عالی عاشق رماناتم مرجانی

    ۴ سال پیش
  • Sara

    80

    خدایی چ کیفی میدع محافظ داشتع باشی اونم یکی مثل کدی 😍 منم میخوام😂 مرسی مرجانی💙❤

    ۴ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.