پارت بیست و سوم :

در اتاق و اروم باز کردم و از اتاق خارج شدم‌
پشت سرم اومد۔
-خارج از شهریم۔۔۔میرسونمت۔
بی جواب اروم به سمت انتهای راه رو میرفتم۔
من کل باورام و از دست داده بودم۔
کل زندگیم۔۔۔یه دروغ بود۔
از عمارت عجیب و چند صد سالش خارج شدیم۔
سوت و کور بود۔۔۔فقط صدای پارس سگا سکوت باغ و میشکست۔
در ماشین مدل بالای مشکی رنگی و باز کرد و نشست۔
اروم در و باز کردم و نشستم
اخم کردÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Hana

    7

    خدایی فک کن این قدرتو داشتی چیکارا میکردی خییلی خوبع😂😂😂قشنگ همه چیو تباه میکردم ینی😂✌️هی اینو جابه جاکن حافظه اینو پاک کن اینکارو بکن اونکارو بکن چ حالی میداد😂🚶 ♀️مااااچ بارون بتون قشنگا💗🍭💋

    ۵ سال پیش
  • MehrAna

    5

    خیلی حس خوبیه صد در صد 😂 فک کن ذهن همه معلمارو برا امتحان پاک میکردی راحت میشدی😂خدایااااااا پس ما چی؟😂😪

    ۵ سال پیش
  • MehrAna

    3

    واااااای عالی بوووووووووووووووووووود😍❤

    ۵ سال پیش
  • Leily

    6

    جرررر ، واقعیتو بهش گفت باور نکرد ، اگه بگه یه خوناشام زده گوشیتو پکونده چه میکنه! فقط اونجا که مادربزرگه رو معلق برد تو خونه دختره جیغ کشید عالییییییییی بود واقعا خسته نباشی گل کاشتی

    ۵ سال پیش
  • سحر

    9

    اووووف عجب خفن شدههههه فوق العاده بووود ینیییی عاللیییییی دمتگرم مرجانی مرسی ازت تو فوق العاده اییییی بهترین نویسندههه 😍😍😍😚😗

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️