پارت سی و یک :

آفره پرسید:-مگر چه شده؟ چرا می‌ترسی؟ آبتین که نمی‌تواند آنچه نوشته‌ای را بخواند. مطمئن باش آن نامه به دست هوم می‌رسد.
 زین اسب پدر را رویش گذاشتم و سوار شدم:- به تو گفتم آن نامه را فقط به هوم بده. خطر بزرگی کردی آفره. 

خواستم راه بیفتم اما آنقدر عجله داشتم که یادم رفته بود دَوالِ زیر شکم اسب را ببندم. مهتر متوقفم کرد و قبل از اینکه بیفتم آن را برایم بست. آفره پرسید:- نگرانم کردی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zeyn.stb

    1

    یکی بگه معنی اسم سهون چیعهههههه سهون اسم ایرانیهههه؟ یعنی اسم یکی از اعضای اکسو ایرانیهههه؟ من هی میگم این سهون ایرانیه هیشکی باور نمیکنهههه

    ۵ سال پیش
  • devil

    3

    شاید شاهزاده دوس داشته باشه آفره رو اما قطعی نمیشه گفت و این ک شاهزاده عصبانی نشد در مقابل سیلی آفره دلیل خوبی نیس چون هر ادمه دیگه ای بود درک میکرد طرف تو شرایط خوبی نیست

    ۵ سال پیش
  • م

    13

    وواوو یکم دیگه پیش میرفت هوم درمنه وبوسش میکرد

    ۵ سال پیش
  • Z

    13

    آبتین🥺🥺 جانننننن زادان آفره رو دوس داره وای هوم و درمنه رو نگاهههه😍😍😂 زیادی جو پارت منو گرف😂😂 خدایا این زریر بی شعور رو از بین ببر چموش کجاییی😒😪

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    12

    وای چه هیجانی هوم خیالش راحت شد خواستگاری به هم خورده درمنه هم دوسش داره زادان هم که آفره رو دوست داره 😍فقط امیدوارم یه راهی پیدا بشه هم آبتین هم سوخرا نجات پیدا کنن😭

    ۵ سال پیش
  • فاطی

    8

    دم نویسنده گرم. عاااالی بود هر پارت عالی تر هم میشه. مرسی😍❤

    ۵ سال پیش
  • مریم

    2

    یقین دارم شیشم همچون آبتین تسخیر شده است واگرنه دلیلی نمیبینم که زریر بگوید بعدا هم را خواهیم دید بانو؟

    ۵ سال پیش
  • ???

    9

    😆😎چه خفن شد این پارت 😂😄

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    15

    زادان و آفره درمنه و هوم 🤣🤣🤣💕💕💕

    ۵ سال پیش
  • مریم

    20

    دیگه مشخصه شاهزاده به افره علاقه داره و گرنه با اون سیلی که افره بهش زد عصبانی میشد

    ۵ سال پیش
  • هوم

    19

    اره دیگه آفره برده است و یه برده سیلی به شاهزاده بزنه کمترین مجازاتش مرگه

    ۵ سال پیش
  • حالا بماند.

    7

    نَ مَ نَ الآن شما هوم هستی 😲

    ۵ سال پیش
  • .....

    12

    خوب دیگه الآن از فضای عشق هوم یه خورده اومدم بیرون خواستم تشکر کنم ازنعیمی جون بابت رمان زیبا و پارت های طولانی 😚

    ۵ سال پیش
  • .....

    8

    نظرم نظرتونه،ولی همچین هوم می دوسم هوم نفسِ من بیده اصلن عشقِ عشق

    ۵ سال پیش
  • درسا

    17

    نظر منم همینه شاهزاده افره رو دوس داره هوم هم درمنه رو دوس داره خداکنه پایانش خوش باشه🙂❤وگرن تا یماه ب پایانش فک میکنم حس شکست و ناامیدی میاد سراغم😐💔

    ۵ سال پیش
  • اولی

    16

    شاهزاده آفره رو دوست داره😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • ؟

    14

    خب نمیشه زیاد دلیل بر دوست داشتن گرفت چون یجورایی شاهزادم مقصره ک ابتینو فرستاده معبد ک این اتفاق افتاد ولی هرچی فک میکنم نظر منم اینه شاهزاده زادان افره رو دوست داره😄😁

    ۵ سال پیش
  • ؟

    17

    اوه حس عاشقی درون درمنه عزیزقل قل میکنه😁حیف ابتین دوس داشتنی ک این بلاسرش اومد😭و هوم حس میکنم سعی داره ب هیچ وجه خودشوجلو درمنه بد جلوه نده و البته فک کنم بهم خوردن ازدواجش با شاهزادم بی اثر نبوده

    ۵ سال پیش
کپی شد!