پارت چهارم :
آرام که شد، خودش را به سرعت به ماشینش رساند و قبل از حرکت با همان دستهای لرزان، لپ تاپ را برداشت و کار دوربینهایی را که از قبل تحت کنترل گرفته بود، یک سره کرد.
امشب دوباره لندن غرق خون میشد.
***
پرونده را ورق زد و ک ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

(:
1مث اینکه ایوان یه ادم باهوش و دیوونه اس احتنالا تو گذشته اش مشکلی داشته که الان اینجوری شده و دوست داره قدرتش رو به رخ بکشه احتمالا مورد تحقیر قرار گرفته😑😧😶😏