منفی چهار (4-) به قلم مرجان فریدی
پارت هفتم :
با دهن باز نگاهش میکردم.
خندید:
_چیشد؟
پرت کردم لباس و روش و با حرص بلند شدم.
_این قدر دور و برمن نباش!
نیشخند زد:
_وویی منم ک چه قدر دلم میخواد نزدیک تو باشم!
با اخم گفت:
_بشین باد بیاد بابا.
با ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

هستی
0عالی