پارت بیست و سوم :
***
از زمان دیدار نینای و غنچه تنها پنج شب میگذشت. شب دلگیری بود. نینای با دنیایی از دلتنگی و سرگردانی قصد رفتن داشت. رفتن به جایی که هیچ آشنایی را نداشت. کت کمر باریک و تقریبا بلند زرشکی، همراه شلوار پاچه گشاد مشکی به تن کرده و موهایش را با گلمویی پشت سر بسته بود و روسری کوچک زرشکی را زیر گلو سنجاق زده بود. صبح را به دیدن مادرش رفته بود و تا توانسته بود او را در آغوش گرفته و بوسیده بود
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آیناز
2بیچاره نینای .....فقط تیر نخورده بود 😭
۵ سال پیشمن
1نکنه مأمورا عکسی که رو زمین افتاده رو ببینن و فکر کنن نینای زن سردسته ی ضد حکومتی هاست آخه اونا که نمیدونن داداش دو قلو اون شوهرشه
۵ سال پیشJB
1هیعع حالا نینای چی میشه؟ یه مدت زخمی پیش راننده ای باید برسونتش میمونه؟؟! به هر حال دست اون امانته
۵ سال پیشMari
2یعنی چه اتفاقی واسش میوفته?😱😱شاید یکی کمکش کنه واغاز اشناییش باشه با شخصیت های دیگه
۵ سال پیشزهرا
2هووووف😑نینای فقط تیر نخورده بود که خورد اه اه اه🤦 ♀️💔
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

میم
1حالا گیر مامورا نیفته با این بازوی زخمی 😔