پارت بیست و سوم :
لحظاتی بعد همان صدای عجیبی که دفعهی پیش شنیده بودیم معبد را پر کرد. به سقف نگاه کردم و انتظار داشتم چمروش از همان جای قبلی ظهور کند ولی چند گز دورتر از نقطهی قبل، سقف به حرکت درآمد و چمروش با غرشی ملایم از میان آن به زمین نشست. حس میکردم رامتر از دفعهی پیش است و به خوبی میداند برای چه فراخوانده شده است. شاهزاده زادان به پیشانی و نوک او دست کشید و گفت:- شاه و مردممان در انتظارمان
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
☆ساحل☆
10به نظر من هوم هم برادر زادانه ولی خودش نمیدونه ولی شاهزاده زادان میدونه چون اگه دقت کنین درمنه گفت باغم به هوم نگاه کرد اگه ربطی به هم نداشته باشن چرا باید با غم نگاه کنه
۵ سال پیشبنده خدا
12خوب بچه هاتا اینجاسه تاشوهر برای درمنه پیدا کردیم زادان هوم شیشم آبتین که بچه ست بدردنمیخوره دیگه نبود 😁😂 تواین بی شوهری غنیمته والا😁نمیدونم چه اصراری داریم همین اول کاری عروسش کنیم😂
۵ سال پیشNegari
2اون داداش کوچیکه ک می خواد حمله کنه ب شهر فک کنم همن مردی بود ک زیر تخت درمنه رو گرفت شاید درمنه با اون ازدواج کنه چون داخل طالع بینی اومده ک پیوند ایندش با خاندان سلطنتیه شایدباهوم ازدواج کنه
۵ سال پیشnazanin
6الان که اینو گفتی یاد این افتادم که درمنه گفت اونی که زیر تخت روان رو گرفته روی ابرو و پیشونیش زخم بوده ، احتمال اینکه اون مرد شیشم باشه هست ، ولی شیشم نمیتونه زریر باشه ، یعنی زریر میاد وسط شهر ؟
۵ سال پیشnazanin
2من رفتم پارتهای قبل و نگاه کردم ، زخمی که روی سر اون مرد بود با مال شیشم فرق میکرد ، اون مرد چشماش مشکی بود ولی چشمای شیشم طوسیه ! من چه کاراگاهی شدم 😁
۵ سال پیشnazanin
7هنوز مشخص نشده شیشم کیه ولی من همین الانم رش کراش زدم♥️، خیلی هاته 😁 فکر کنم از ادمای زریر باشه ، یاشاید چمروشی باشه که به انسان تبدیل میشه ! خلاصه شب دراز است و قلندر بیدار . 🤓
۵ سال پیش???
7چه اکشن شد این پارت 😰 الان فکر کنم هویت هوم یکم مبهم شد 😞 آخر هم نفهمیدیم چجوری سرنوشت درمنه با خانواده سلطنتی گره خورده 😎 و همچنان سوال های بی جواب ...😂👍
۵ سال پیشملکا
3خودمم خودم رو درک نمی کنم😂نمی دونم چرا عجیب کراش زدم رو شاهزاده زادان برا درمنه...هومم قشنگه فک کنم شاهزاده زادان بد نباشه اون هرچی نباشه پادشاه آیندست نمی دونم ارتباط هوم با خواندن سلطنتی چیه؟
۵ سال پیشپنیر
11تو پارت های قبلی گفته بود که به خاطر یه نفرین اولین نوزاد پسر پادشاه که به دنیا میاد از دنیا میره، من فکر می کنم که شنایاها اون بچه رو برای احضار چمروش قایم می کنن و در واقع هوم برادر بزرگتر زادان هست
۵ سال پیشهوم
3هوم از زادان کوچیکتره زادان ۲۳ سالشه هوم نوزده بیست
۵ سال پیشپنیر
6واقعا😳 نه بابا ، ته تهش ممکنه دوقلو باشن 🤔
۵ سال پیشهوم
7پارتهای قبل سن همه نوشته شده درمنه توی توصیف هوم گفته نوزده بیست برای زادان هم مادر درمنه گفت خورشید بیست و سه سال بعدو هم دیده
۵ سال پیش؟
7از کجا معلوم شاید هوم بخاطر موهای کوتاهو صورت بدون ریش سنش کمتر دیده میشه ولی درکل هوم توی عکس ۲۱یا۲۲بهش میخوره و مطمئنن ی ربطی ب خاندان سلطنتی داره هوم حالا معلوم نیست چجوری
۵ سال پیش؟
15افره چ ناناسه بیشتر نمکینه ابتین بیبی فیسه😐😂زادان جذابه شیشم هم ک ترسناکو جذابه هوم جذبش کشت منو وییی یخمکی نگامیکنه😐😂 به هرحال بنظرم عکس شخصیتارو خیلی با دقت انتخاب کردین ممنون و رمانتون عالیه
۵ سال پیشآرام
6من میگم هوم هم از افراد سلطنته بنظرم این رمان خیلیی خوبه
۵ سال پیشزهرا
11فک کنم شیشم همونیه ک زیر ارابه دامنه رو گرفت چون ابروش خراش داره🙄
۵ سال پیشبنده خدا
14عالی و هیجانی من که فکر میکنم روح هوم وارد چمروش میشه وفکر کنم عضو خانواده سلطنتی😏 وشیشم فکر کنم همونه که کجاوه درمنه داشت میفتاد نذاشت یادتونه،این زادان هم خیلی احساسی به هوم نگاه می کنه🤔🤔🤔
۵ سال پیشخودش
9آخجون بالاخره عکساشون :) سیپاس نویسنده .
۵ سال پیشدخی اریایی
8مرسی نویسنده جون بابت عکسا خیلی کنجکاو بودم بدونم قیافشون چه شکلیه. فقط شیشم کی بودش؟ 🤔
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آریل
2چه حرکتی زد شاهزادان ولی فکر کنم این آفره از هوم خوشش اومده ها