پارت بیست و دوم :

******

داخل حیاط شرقی به همراه آفره نشسته بودم. او به تنهایی سنگ‌های بازی پیشکُلی را در خانه‌هایش می‌چید و سپس جمع‌شان می‌کرد. من هم در حال خواندن کتاب بودم. آفره تخته‌ی بازی را آورده بود تا باهم بازی کنیم اما من ترجیح می‌دادم روی مهارت خواندنم متمرکز شوم. تمام عمرم را به بطالت هدر داده بودم اما حالا مصمم شده بودم چیزی بیاموزم و به دانشم بیفزایم. سخن ملکه رویم تأثیر گذاشته بود. هم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رائیتی

    1

    شیشَم کیه؟

    ۵ سال پیش
  • shila

    0

    از اون جایی که میدونم خون بز ماده حرامیه و این مراسمات مراسم های شیطانیه.

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    6

    وای ممنون که عکس ها رو گذاشتین عاشقتونم بهترین نویسنده ای سعیده جون 😍😘😘😘

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    9

    مطمئنم شیشم همون مرده هست که نگذاشت کجاوه درمنه بیفته زمین

    ۵ سال پیش
  • ؟

    6

    شازاده زادن و درمنه از همش خوشکل ترن

    ۵ سال پیش
  • مهی

    5

    وییی شیشم ، آفره چه کیوتن😢😢😢😍😍😍

    ۵ سال پیش
  • مهرناز

    8

    فک کن داری مثه فلجا میرقصی بعد یهو این زادان جذاب از پشت بیاد باهاتون حرف بزنه بعد بگه حالا که اهل رقصی فردا بیا مهمونی من بودم آبمیشدم از خجالت 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • درمنه

    7

    درمنه واقعا زیباست😍متشکرم از تمام زحمات نویسنده وعوامل برنامه خوب تون😍😘💕

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    10

    عالی بود فقط جای حساس تمام شد 😢😢لطفا عکس بقیه هم بزارید دیگه😭

    ۵ سال پیش
  • ???

    11

    وایی جنگ شد😰 دیکه داره پارت ها هیجانی میشه 😶درمنه هم دیگه داره دانش میاموزه😃😂 کلا پارت باحالی بود مرسی نویسنده

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    8

    وااای

    ۵ سال پیش
  • Negari

    16

    اخ متحول شده در پی درس ودانش است😀😀😁😁

    ۵ سال پیش
کپی شد!