پارت دویست و چهل و پنجم :



اخمی از سر کنجکاوی کردم و منم چند قدمی رفتم. هر یک قدمم کلی استرس پشتش بود... نکنه اومده باشه عروسی رو بهم بزنه! خدایا، مثل رستا تو سریال دل ندزدنم عالم و آدم دنبالم بگردن رستا رستا کنن...
شاهین، نکیسا نشه!
ویی خدایا، خودم رو به تو سپردم، من گناه دارم، همین صبح از ازدواج پشیمون شدم. من حوصله فیلم هندی ندارم، زیاد می بینم اما رقصاشون رو بیشتر دوست دارم.
دختره بهم رسید... سلامی

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۶۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • .

    1

    وواااییییییی رمانتتتت عالییی بود مخصوصا تیکه رمان دومی که میخاس بنویسی عالی عالی عالی فاطی کماندو🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • ?نمینویسم

    12

    من خودمو خفه میکنم اگه جلد دوم داشته باشه😐من نیم قَرنه منتطرم تموم شه بزاره تو برنامه بخونم چون اینطوری نمیتونم ماماااان🥺🥺میکشمت آمنه جون ترو خدا یکاری کن این درست حسابی تموم شه من طاقت ندارم🥺

    ۵ سال پیش
  • آمنه آبدار | نویسنده رمان

    جلد دوم نداره

    ۵ سال پیش
  • آمنه آبدار | نویسنده رمان

    جلد دوم نداره🌹

    ۵ سال پیش
  • ?نمینویسم

    5

    قربونت برم خیلی خوبی من برات آرزوی موفقیت میکنم امیدوارم همچنان بدرخشی منتظر رمان های بعدیت هستم همیشه رمان هاتو میخونم فوق العاده ای بازم رمان بنویس 😘

    ۵ سال پیش
  • یاشیل

    8

    جرر واییی خدااا مردمممم ژستش فقط😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • حنانه

    11

    ویانا که اسم ژست و اورد منم بلند شدم کنار دیوار یه ژست گرفتم 🤦 ♀️ یعنی ژستش ادم و یاد خلافکار ها میندازه 🤣 چرا همه عروسا باید اینطوری بیان ؟ یکی دوست داشت مثل ویانا از این ژست خفن ها بگیره چشه مگه ؟

    ۵ سال پیش
  • آهوو

    13

    😂😂طفلی مهیار قراراه چی بکشه از دست ویانا...سکته کرد بدبخت با این ژست گرفتنش فکر کنم این فیلم برداره از آشناهای مهیار باشه که انقدر راحت صداش میزنه و مسخره بازی در میارن

    ۵ سال پیش
  • S

    14

    میگه مثل رشته نشم... آخه مگه شاهین عاشقت بود که مثل رستا نشی 🤣🤣🤣

    ۵ سال پیش
  • のarყa

    17

    😐اول اینکه فیلمبرداره برا چی استرس داشت؟! بعدم دهنت سرویس ویانا ، مهیار سکته رو رد کرد😐💔پشمام فر خورد ع ژستش

    ۵ سال پیش
  • چشانا

    21

    واییییی خدا مردم از خنده 😂😂😂😂😂🤣🤣🤣فقط اون ژست اولیه که گرفته بود🤦بدبخت مهیار تازه ویانا خیال داشت با اون ژستش بزنه زیر گریه😳

    ۵ سال پیش
  • ..

    15

    😂😂😂 وای خدا

    ۵ سال پیش
  • راحیل

    30

    من اگ جای مهیار بودم.همونجا این ازدواج رو کنسل میکردم😑😑😑😅😅😅

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️