پارت دویست و چهل :



سارا همون اول لباس عروسش رو پیدا کرد و از اونجایی که تا حالا با توجه به لباساش سلیقه ش رو فهمیده بودم، یه لباسی برداشت که پشتش تا وسطا باز بود. نه خیلی جوری که تا کمر لخت باشه،  فقط یکمش باز بود و از اونجا به بعدش با بند بسته و محکم می شد که قطعا کمر باریکش رو خیلی قشنگ به نمایش می ذاشت.
وارد اتاق پرو شد تا لباس رو تنش کنه.
زن عمو و نیایش هم همون جا نشستن و منتظرش موندن اما من هنو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • دینو

    4

    خانوم ابدار عالی بود مثل همیشه😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍واقعا خسته نباشی👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼😘😘😘😘😘😘😘😘

    ۵ سال پیش
  • ...

    27

    دوس دارم لباس عروسشو ببینم☹

    ۵ سال پیش
  • .....

    21

    ماشالله این پارتی که فقط داشت لباس توصیف می کرد

    ۵ سال پیش
  • ..

    16

    زود تر تموم شووووو

    ۵ سال پیش
  • ژلوفن

    36

    اتقدر دوست دارم عکسشو ببینم🤩🤩 نمیدونم چرا با اینهمه توضیح فقط فهمیدم پوف داره 🤦 ♀️ تو تصور لباس عروس ضعیف که نه افتضاحم 🤷 ♀️🤷 ♀️

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️