پارت هفده :

مادر کمی پهلویم نشست و وقتی فکر کرد که به خواب رفته‌ام به آرامی از کنارم بلند شد و درِ اتاق را روی هم انداخت. شنیدم که با کسی در حال پچ پچ کردن است. چشمانم را نیمه باز کردم و با حواسی جمع گوش دادم. پدر را نمی‌دیدم اما لباس‌هایش از گوشه‌ی در پیدا بود. مادر با عصبانیت اما صدایی کنترل شده به او گفت:- اگر بلایی بر سر درمنه می‌آمد تو را هرگز نمی‌بخشیدم. تو به من قول داده بودی هرگز فرزندانمان صد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۴۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آهوو

    1

    نمی دونم چرا ولی دوست دارم درمنه با زادان ازواج کنه شاید هوم هم از خاندلن سلطنتی باشه...ولی فکر کنم هوم برعکس چیزای که بع عموش گفت حس خوبی به زادان نداره نویسندا جون لطفا عکس زادان وآفره و آبتین و پدر

    ۵ سال پیش
  • رائیتی

    7

    منم اولش دوست داشتم با زادان ازدواج کنه ولیالان اصلا😐

    ۵ سال پیش
  • آلایا

    3

    عالی بود😐🙌

    ۵ سال پیش
  • آریل

    8

    عررر دلم میخواد شاهزاده زادان رو ببینم

    ۵ سال پیش
  • محیا

    3

    عالیه رمانت خیلی قشنگه فقط ترو خدا درمنه با شاهزاده زادان ازدواج کنه و عاشقش شه 🥺🥺🥺

    ۵ سال پیش
  • ؟

    19

    بنظر من اگ قراره بین افره ودرمنه ملکه انتخاب بشه افره مناسب ترع😂درمنه هم بیشتر مناسب هوم هست ولی تو تقدیردرمنه نوشته وصل ب خاندان حکومتی یعنی قرارع واقعابازادان ازدواج کنه؟یا هوم هم جزخاندان حکومتیه؟

    ۵ سال پیش
  • Sheyda

    25

    این خیلی خوبه ک پارتای طولانی میزارید ممنونم=) از وقتیم شروع ب خوندن رمان کردم خدارو صدهزارمرتبه شکر میکنم ک آزاد زندگی میکنم خیلی دلم برای آفره و مادرش میسوزه بلخره هر آدمی غرور داره برای خودش😕

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    16

    عالی بود 😊لطفا عکس بقیه رو هم بزارید😢فکر کنم پدر افراد شک کرده 😨

    ۵ سال پیش
کپی شد!