پارت بیست :
بازویش میان پنجهی قدرتمند سهند فشرده شد و او با تحکم گفت:
- من بیخیال خون پدرم نشدم و نمیشم. وکیل میگیرم و وقتی قاتلش پیدا شد خودم قصاصش میکنم، در قبال تو هم وظیفهمو انجام میدم. دارم بهت میگم برای فرار کمکت میکنم، اما اگر خودت کلهشق بازی درآوردی و خودت رو تو هچل انداختی دیگه اون به من ربط نداره!
بازویش را رها کرد و دستش را با غیظ پایین انداخت. روی پاشنه چرخید و سمت در رفت
لطفا صبر کنید...

نرگس
2یعنی نینای قانع میشه که از روستا و سنت مسخره روستا فرار کنه؟