پارت چهل و ششم :

با این حال، سعی کردم کمی مقاومت کنم.
- اعصابم خرده باید بکشم.

- گفتم نکش.

واقعا مریض بود و زبان نفهم.
با حرص سیگار را در مشتم له کردم و از پنجره پرت کردم بیرون.

حرص و غضب از حرکاتم مشخص بود. مخصوصا از سرعتم که به یکباره بالا رفت.

- یکم آرومتر!
کمی دیگر پایم را روی پدال گاز فشردم و کم کم سرعتم را کم کردم.
در دل هی ذکر می گفتم و شیطان را لعنت می کردم ت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • یه بنده خِدا

    4

    عالی..رمان با جزییاته و نویسندم اولش اینوگفته اتفاقااینجور رمانا عالین... در ضمن کسایی که میگفتن ارامش ظالمه و به فکر حامی نیست.... اتفاقا خیلیم اخلاق و رفتارس خوبه. درسته گاهی زیادی مغروره ولی خوبه.

    ۶ سال پیش
  • قلب یخی

    4

    ارامش دیگه شورشا دراورده خیلی باحامی بدرفتاری میکنه 😡😡😡😡😡ولی مرسی نویسنده جون رمانت عالیههههه همینجوری ادامه بده😍😍😍😍😘😘😘😘👍👍👍👍

    ۶ سال پیش
  • نسرین

    1

    این چند وقت اخیر یه مقدار داستان شور و هیجانشو از دست داده ولی بازم ممنون

    ۶ سال پیش
  • RAHAII

    8

    ای بابااااا چرا هیجانی نمیشه. نویسنده عزیز خواننده ها از جمله خودم زیاد صبور نیستن ها!!!!

    ۶ سال پیش
  • taranoom

    6

    عالیه، اما الکی پارت ها رو کش میدین ... ۲-۳ پارت فقط باشگاه و اسب سواری بود

    ۶ سال پیش
  • نازی

    3

    من فک میکنم آرامش قبول میکنه که حامی بره سر کار

    ۶ سال پیش
  • تانیا

    11

    چه عجب آرامش یه بار به فکر حامی افتاد🤭🙂

    ۶ سال پیش
  • نرگس

    16

    به نظرم رمان اصلا جلو نمیره تو این سه قسمت همش در راه رفتن به باشگاه و برگشتن از اونجا بودن بهتره تعداد پارت هارو بیشتر کنید😐😐😐

    ۶ سال پیش
  • هارمانم??

    23

    من تا فردا صبح که بخواد پارت بعدی بیاد میمرم علت مرگ هم مینویسن کنجکاوی زیاد😂😂🤣😂

    ۶ سال پیش
  • ...

    22

    ای بابا جاهای حساسش تموم شد پارت بیشتر بنویسید

    ۶ سال پیش
کپی شد!