شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت چهل و ششم :
با این حال، سعی کردم کمی مقاومت کنم.
- اعصابم خرده باید بکشم.
- گفتم نکش.
واقعا مریض بود و زبان نفهم.
با حرص سیگار را در مشتم له کردم و از پنجره پرت کردم بیرون.
حرص و غضب از حرکاتم مشخص بود. مخصوصا از سرعتم که به یکباره بالا رفت.
- یکم آرومتر!
کمی دیگر پایم را روی پدال گاز فشردم و کم کم سرعتم را کم کردم.
در دل هی ذکر می گفتم و شیطان را لعنت می کردم ت
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
قلب یخی
4ارامش دیگه شورشا دراورده خیلی باحامی بدرفتاری میکنه 😡😡😡😡😡ولی مرسی نویسنده جون رمانت عالیههههه همینجوری ادامه بده😍😍😍😍😘😘😘😘👍👍👍👍
۶ سال پیشنسرین
1این چند وقت اخیر یه مقدار داستان شور و هیجانشو از دست داده ولی بازم ممنون
۶ سال پیشRAHAII
8ای بابااااا چرا هیجانی نمیشه. نویسنده عزیز خواننده ها از جمله خودم زیاد صبور نیستن ها!!!!
۶ سال پیشtaranoom
6عالیه، اما الکی پارت ها رو کش میدین ... ۲-۳ پارت فقط باشگاه و اسب سواری بود
۶ سال پیشنازی
3من فک میکنم آرامش قبول میکنه که حامی بره سر کار
۶ سال پیشتانیا
11چه عجب آرامش یه بار به فکر حامی افتاد🤭🙂
۶ سال پیشنرگس
16به نظرم رمان اصلا جلو نمیره تو این سه قسمت همش در راه رفتن به باشگاه و برگشتن از اونجا بودن بهتره تعداد پارت هارو بیشتر کنید😐😐😐
۶ سال پیشهارمانم??
23من تا فردا صبح که بخواد پارت بعدی بیاد میمرم علت مرگ هم مینویسن کنجکاوی زیاد😂😂🤣😂
۶ سال پیش...
22ای بابا جاهای حساسش تموم شد پارت بیشتر بنویسید
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

یه بنده خِدا
4عالی..رمان با جزییاته و نویسندم اولش اینوگفته اتفاقااینجور رمانا عالین... در ضمن کسایی که میگفتن ارامش ظالمه و به فکر حامی نیست.... اتفاقا خیلیم اخلاق و رفتارس خوبه. درسته گاهی زیادی مغروره ولی خوبه.