شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت ششم :
داشتم به سمت اتاقم می رفتم که باز چشمم به آن دو جفت پوتین مردانه افتاد.
با انزجار به آنها اشاره کردم و گفتم : این کفشارو بنداز بیرون.اونجا رو هم تمیز کن.
- چشم.
کلتم را در دستم جا به جا کردم و دوباره به ا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
مهتاب
0والا دختره یه نمور مغرور بود خوشم نیومد