پارت دویست و سی و پنجم :

سعی کردم تمام عشق و احساسم را بریزم در چشمانم.
- اگر شما اجازه بدید، قضیه جدیه!
آونگونه اعتراف کردن برای دختری مثل من هیچ هم عادی نبود.
حتما که نیاز نبود جملات عاشقانه و احساسی تحویل هم دهیم!
همینکه با عمل ثابت می کردیم کافی بود. نگاه خیره اش همچنان رویم ثابت بود.
نمی دانم چرا باز هم اخم کرد و ساکت شد.
مادر و خواهر شوهر آینده ام بلند شدند و آمدند صورتم را غرق بوسه کردند و م

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • samin

    0

    رمان قشنگ بود ولی اخراشو نویسنده خراب کرد😕

    ۵ سال پیش
  • دخی بد

    11

    😐💔

    ۵ سال پیش
  • ثریا

    3

    تا رمان تموم بشه ما سکته میکنیم 😐💔

    ۵ سال پیش
  • malikeh

    30

    آرامش اگه بفهمه حامی از سر دلسوزی ازش خواستگاری کرده داغون میشه

    ۵ سال پیش
  • .

    24

    تا الان به خاطر شخصیت شوخ حامی رمان رو دنبال میکردم خو الان حامی هم شده عین برج زهر مار😕 کاش دو_سه پارت بعد همه چی درست شه🥺😂

    ۵ سال پیش
  • مریم

    33

    امیدوارم لحظه آخر هم شده آرامش بفهمه و ازدواج نکنن .همه چیز به هم بخوره .بعد از مدتی حامی بفهمه عاشق آرامش ولی دیگه هیچ چیز مثل قبل نباشه اینجوری رمان جذاب میشه

    ۵ سال پیش
  • یکی هستم دیگه

    28

    چه زود مزدوج شدن فک کنم حامی عشق و علاقه آرامشو باز از چشماش دید که اخم کرده بود خب مرتیکه بووووووق غلط میکنی از سر دلسوزی همچین غلطی بکنی اگه از دلسوزی باشه که همه بیان باهم مزدوج بشن والا

    ۵ سال پیش
  • ث

    16

    هستی و ارکان ازدواج کردن؟ یا موندن همونطوری

    ۵ سال پیش
  • ریحانه

    25

    چه زود ازدواج کردن دلم برای آرامش میسوزه اگه بفهمه حامی از دلسوزی باهاش ازدواج کرده به نظرتان چه واکنشی داره

    ۵ سال پیش
  • آرام

    16

    تا الان میگفتیم واسه چی ازدواج نمیکننن عاشق نمیشن حالا اینطوزی همش غر میزنین ای بابا

    ۵ سال پیش
  • (*

    39

    میدونی ارام خانم اینا از بس تو سر وکله هم زدن انتظار یه ابراز علاقه هیجانی و بهتر داشتیم اخه یهو حامی پیشنهاد ازدواج داد اونم از سر دلسوزی ناموصا و انصافا و وجدانن پشمامون ریخت 😂😐حق بده

    ۵ سال پیش
  • (*

    27

    دوستان اجازه بدیم نویسنده یه ذره رمانو همین طوری جلو ببره ببینیم اخرش چی میشه 😕ارامش خودتون حفظ بفرمایید تو همه رمانا ک نباید الا و بلا عاشق هم باشن تا ازدواج کنن بی شک حامی اخرش عاشق میشه 🎈🙂

    ۵ سال پیش
  • بهار

    22

    .نمیدونم چی بگم آخه حامی یک جوری رفتار میکنه که آدم شک میکنه دلم واسه آرامش میسوزه حامی آرامش دوست داره ولی میترسه آخه چه دلیلی داره کاش همه چی رمان مثل قبل بود اصلا این دوتا با هم ازدواج نمیکردن

    ۵ سال پیش
  • م

    18

    آرامش خیلی لوس شده اهه کاش زودتر حامی عاشقش بشه

    ۵ سال پیش
  • طنین

    25

    الان نمیدونم از خوشحالی پس بیوفتم که بلاخره رسید به جاهای خوب خوبش یا دلم برای آرامش کباب شه که اگه یه روزی بفهمه اینا از سره دلسوزی بوده چه حالی بشه🥺ولی فعلا ترجیح میدممم ذوق کنممم🥺🥺🥺🥳🥳🥳🥳🥳🥳

    ۵ سال پیش
  • گلاره

    40

    چ ی دفعه ای ازدواج کردن انتطارش رو نداشتم 😐💔

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!