شومینه به قلم نرگس نعمت زاده
پارت دویست و سی و چهارم :
با دهانی نیمه باز به جای خالی اش نگاه کردم.
تازه متوجه حرف هایی که زدم شدم.
چه دلیلی داشت باز هم جایگاهم را به رویش بیاورم؟
مگر قرار نبود رسما و شرعا همسرش شوم؟
دیگر این حرف ها چه معنی ای داشت؟!
- آرامش؟ نمی خوای پیاده شی؟
سرم را چرخاندم.
با دیدن هستی و حامی کنار هم، مجبور شوم خودم را عادی نشان دهم و پیاده شوم.
ولی در دلم غوغایی به پا بود.
جلوی در رسیدم.
هستی با
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
مریم
7تنها حرفی که میتونم بگم هیچی از پارت حالیم نشد، 😐😐😐
۵ سال پیشZa_hraw
18ای بابا این حامی عاشقه آرامشه ولی نمیخواد قبول کنه😐اخه چرااااا حامی چراااااا با آرامش ابن کارو نکن 😑
۵ سال پیش....................
19خدایی من خسته شدم از رمانه چون حامی وقتی تظاهر میکنه ک دوسش داره دلم برا ارامش می سوزه و این ک من ارامش قبلی رو میخوام ن ارامش خجالتی😐😐😐💔
۵ سال پیشزهرا
9من که رمانو دوست دارم ممنون
۵ سال پیشبهار
7میگم نکنه حامی پلیس باشه به قول دوست عزیزمون رمان به هرچی میخوره الا پلیسی ترو خدا نرگس جون یا شاید خود آرامش پلیس مخفی هست که میخواد دست عموش رو کنه آخه بابای و مامان آرامش پلیس بودن🤔
۵ سال پیشزهرا
21رمان دیگه هیجان و طنز قبلی و نداره و این بده کاش حامی اول از حسش مطمئن میشد بعد خواستگاری میکرد الان اگه آرامش بفهمه ضربه بدی بهش میخوره در ضمن حامی شوخ خوب بود ولی الان. لطفاً پارتا رو هم طولانی کن
۵ سال پیشبهار
21اصلا میدونین چیه کاش همون موقع حامی رو انداخته بود جلو ببرش ا نو خورده بود آخه این چه وضعش هست در کل داره از اصل رمان دور میشه آخه آرامش قبلی کجا رفت اون حامی رو دیگه کجا دلم بزارم فقط بیچاره واهرو🥴
۵ سال پیشSana
19موضوع رمان جالبه ولی تعداد پارت ها و خوده پارت ها خیلی کمه تا میای بخونی تموم شده🤧🤐لطفا یکم حجم پارت هارو بیشتر کنین. تو *** که بود خیلی بهتر بود
۵ سال پیشآرام
23من فکر میکردم اول حامی عاشق آرامش شه دوست داشتم اینجوری شن تا اینکه از رو دلسوزی این پیشنهاد و داده هققق🥺
۵ سال پیشطنین
38دلم برای آرامش میسوزه وقتی بفهمه همه اینا از سره دلسوزی بوده🥺🥺
۵ سال پیشmalikeh
38واااااای جییییغ اما حامی واقعا با چه عقلی همچین پیشنهادی داده وقتی هیچ حسی نداره
۵ سال پیشث
35دلم میسوزه 🥺 واقعا اگه همش از رو دلسوزی باشه خیلی ا تباه میکنه حامی، اسنمه سال آرام خودش از پس خودش بر اومده دیگه دلسوزوندن چیه. هم خودش رو بدبخت میکنه هم آرامش رو
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...
مادمازل
1وا خب وقتی آرامش و دوست نداره از سر دلسوزی و کمک اومده جلو چرا ادامه میده؟ حامی سر قبر پدرش به آرام گفت که برام دلسوزی نکن خوشم نمیاد بعد حالا خودش داره همین کار و میکنه... 😒 💔 والا این حامی هم یه چیزی اش هست اصلا الان به تصادفی بودن دزدی و اینا هم شک دارم😂